شهر بانه
تهیه کننده:فائزه طاهری
نمودار افزایش مصرف نفت در جهان
افزایش تقاضای نفت در جهان/ اختلاف اوپک و آژانس بین المللی انرژی برسر چیست؟
مریم یعقوبی:
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مقدار تقاضای نفت در جهان همواره یکی از مهم ترین شاخص هایی است که مورد توجه فعالان اقتصادی قرار دارد؛ کمپانی های بزرگ مصرف کننده نفت، کارتل های بین المللی استخراج، پالایش و صادرات نفت و دولت های کشورهای تولیدکننده نفت و تقریبا تمامی فعالان اقتصادی به دنبال آگاهی از مقدار نفت مورد نیاز جهان و به تبع آن قیمت عرضه و فروش آن هستند.
همین حساسیت باعث شده نهادهای مختلف و متعددی در سطح جهانی به دنبال پیش بینی و تخمین مقدار تقاضای نفت باشند. نام برخی از این نهادها آنقدر بزرگ است که معمولا جای تردیدی در پیش بینی های آن ها باقی نمی ماند ولی جالب اینجا است که با مقایسه پیش بین های ارائه شده توسط این نهادها، شاهد اختلافات بعضا فاحشی در تخمین ها می شویم.
در یکی از تازه ترین این پیش بینی ها، آمار مقایسه ای میان گزارش های سه نهاد مهم بین المللی درباره مقدار تقاضای نفت در جهان منتشرشده است.
در این گزارش پیش بینی اوپک، اداره اطلاعات انرژی آمریکا و آژانس بین المللی انرژی درباره مقدار تقاضای نفت از سال 2010 تا 2016 میلادی منتشر شده است.

بنا بر آنچه این سه نهاد پیش بینی کرده اند در سال جاری میلادی مصرف نفت از 92,40 میلیون بشکه در روز تا 94,5 میلیون بشکه در روز تخمین زده می شود. بیشترین تخمین را آژانس بین المللی انرژی و پایین ترین براورد را اوپک داشته است.
همین نسبت در مورد پیش بینی تقاضای نفت در جهان طی سال 2016 میلادی نیز وجود دارد؛ بنا بر پیش بینی آژانس بین المللی انرژی در سال آینده میلادی روزانه 95,7 میلیون بشکه تقاضا برای نفت در جهان وجود خواهد داشت. اداره اطلاعات انرژی آمریکا این تقاضا را روزانه 95,20 میلیون بشکه و اوپک 94,1 میلیون بشکه براورد کرده است.
بررسی مقایسه ای تخمین های این سه نهاد نشان می دهد دستکم طی سال های 2010 تا 2016 میلادی همواره آژانس بین المللی انرژی تخمینی بیش از دو نهاد دیگر در مورد تقاضای روزانه نفت داشته است.
منبع:www.khabaronline.ir/detail/473283/Economy/1516
تهیه کننده:فائزه طاهری
پراکندگی جمعیت
| توزيع جغرافيائي جمعيت شهري |
توزيع شهرها و به تبع آن تمركز جمعيت نقاط شهري در نقاط مختلف كشور ما يكسان نيست. مناطق شمالي، غربي و جنوب غربي كشور علاوه بر برخورداري از آب و هواي خوب و موقعيت جغرافيايي خاص، مهد نخستين كانونهاي يكجانشين و تمدن شهري بوده و همواره از نقاط پرجمعيت كشور محسوب ميشدهاند و در حال حاضر نيز بيشترين نسبت از جمعيت كشور را دارا ميباشند. (زنجاني ، 1369) . به دليل موقعيت خاص جغرافيائي، ميزان بارندگي در ايران با طول جغرافيايي ارتباط مشخصي دارد. شدت باران از غرب به شرق كاهش مييابد و نصف النهار درجه تفكيك كننده آب و هواي گرم و خشك شرقي از آب و هواي معتدل و مرطوب غربي ميباشد. همچنين بهبود وضعيت اقليمي از عرض جغرافيايي پايين به بالا موجب شده است كه درصد قابل توجهي از جمعيت شهري كشور در عرض جغرافيايي 35 تا 40 درجه استقرار يابند (زنجاني ، 1369). |
منبع:www.mrud.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=a452f451-1902-459b-aaed-d00439bbb162
جهان مملو از چیزهای عجییب و غریب است و چه کسی در حقیقت بهتر از ما قادر به دانستن آن میباشد؟ از فرقه غیر معمول و سنتهای خاص و مختلف، حیوانات غیر عادی و ترسناک تا خلقت انسان های عجیب و شگفت انگیز، اینها یک لیست بی پایان از عجیب ترین چیزهای که در دورترین نقاط جهان پنهان باقی مانده میباشد. ما در اینجا شما را به یک سفر به پنج مکان از بدترین مکانهای دنیا میبریم که بی شک شما را شگفت زده وگاهی هم میترساند.
تالاب ترانک در جزایر مایکرونیزیا
ارواح اسرار آمیز تالاب ترانک همیشه یکی از محبوترین جاذبه های گردشگری میان کاوشگران و غواصان بوده است. بخش زیادی از نیروهای نظامی ارتش ژاپن اکنون در اعماق آبهای این تالاب خوابیده اند. این هواپیما در سال 1944 سقوط کرد و به عمق آب فرو رفت. وقتی که در اعماق این آبها شنا میکنید به اشیاء، لاشه کشتی ها وا جساد به جا ماننده برخورد میکنید. تقریبا به مدت 25 سال هیچکس بدلیل حدودا هزار بمب کشف نشده اجازه غواصی در این مکان را نداشت.

موزه تاریخی پزشکی موتر در فیلادلفیا
موزه پزشکی –پاتولوژی موتر که شامل تجهیزات قدیمی پزشکی و نمایش اقلام زیست محیطی است، شهرت زیاد این موزه به خاطر اسکلت های ترسناک وا ستخوان آویزان شده از قفسه ها و طبقات، جمجمه افراد مشهور، جسد زنی که بدنش در جایی که دفن شده تبدیل به موم شده، دوقلوهای بهم چسبیده مشهور با یک کبد مشترک، قسمتهای از بدن افراد سرشناس و همه نوع چیزهای ترسناک و عجیب را در این موزه میتوان یافت.
مرداب مانچاک واقع در لوزیانا
مرداب مانچاک که بنام مرداب ارواح نیز شهرت دارد در لوزیانا واقع شده است. گفته میشود این مکان توسط ملکه ودوو زمانیکه او را در اوایل قرن20 به زندان انداختن نفرین شده است. نتیجه این کار ناپدید شدن سه دهکده بوسیله طوفانی شدید در سال 1915 بود. این مکان بوسیله کشتی های حامل توریست در حالی که روی مرداب شناورند و نور مشعل راهشان را روشن کرده و درختان کهن سرو و رشته های خزه که از درختان آویزانند آنجا را احاطه کرده است.
گورستان پاریسی در فرانسه
سردابی واقع در پاریس که شهرت آن بخاطر زیر زمینی که ظروف مخصوص نگهداری استخوان مردگان در آن است میباشد، استخوانها و اسکلتهای بسته بندی شده مانند اجناس داخل یک انبار در دو ضلع یک راهرو قرار گرفته اند. این مکان حدود 187 کیلومتر از بخش زیرین کل شهر را دربر گرفته است، همچنین نوشته هایی به چشم میخورد که بطور کلی شامل تاریخ فرانسه میشود. هوای اینجا خشک است و به همین دلیل فساد و پوسیدگی در آن بسیار ناچیز است. این مکان توسط ماموران بازرسی پلیس برای مدتی به دلیل افسانه ها و شایعاتی از قبیل: گروه کثیری از مردگان و خون آشام ها بسته شد. اگرچه آنها بوسیله هیچ کسی دیده نشده اند.
چرنوویل در اوکراین
شهر متروک پرپیات در شمال اوکراین واقع شده است که در کیو ابلاست آن در سال 1970نیروگاه انرژی هسته ای چرنویل خانه های کارگران را درآنجا تاسیس کرد.حادثه چرنویل که بدترین حادثه اتمیغیر نظامیتاریخ جهان است در سال 1986رخ دادکه درآن موجب منفجر شدن راکتور شدکه این انفجار باعث انتشار مواد رادیو اکتیو در محیط وانفجار عظیم که باعث از بین رفتن راکتور شد.
وسایل و خانه های رها شده صدای جیر جیرلولاهای درهای باز آپارتمان ه اکه بوسیله باد به گوش میرسند همه شکل وحشت و مرده ای به شهر داده است.
منبع:seemorgh
ربیعه رضائی
/section>جنگل ابر
جنگل ابر کجاست؟
جنگل ابر شاهرود قسمتی از قدیمیترین و زیباترین جنگلهای هیرکانی است با گونههای گیاهی و جانوری نادر، یکى از دست زیباترین جنگلهاى ایران است که در ۳۵ کیلومترى شمال شرق سمنان قراردارد.
جنگل ابر از جنگلهای زیبا و خوشآب و هوای استان سمنان است که در 50 کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد. این جنگل با ۳۵ هزار هکتار وسعت در ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور به دلیل این که در اغلب مواقع فضای این جنگل را اقیانوسی از ابرو باد فراگرفته به این نام مشهور است. در این جنگل ابرها آنقدر به درختها نزدیک اند که گویی جنگل بر روی ابرها سوار است و میتوان در میان ابر و باد گشت و گذار کرد و به باور بسیاری از گردشگران یکی از زیباترین چشماندازهای طبیعت ایران محسوب میشود.
- پوشش گیاهی
وجود ۸۵ نوع گونه گیاه مانند راش، بلوط، ممرز افرا، شیردار، توسکا، آزاد داغداغان، گونههای کلاه میر حسن، چوبک، اسپرس، دم روباهی، آویشن و شبدر به همراه گونههای گیاهی نادر مانند نارون، بارانک، سرخدار و مانند آنها جنگل ابر را به موزهای طبیعی تبدیل کرده است. آب و هوای خاص این جنگل، درختان متفاوتی را در خود پرورش داده که برخی از این درختها با شکل خاص خود روی زمین خزیدهاند و منظره زیبایی پدید آوردهاند. جنگل ابر یکی از بانکهای گیاهان دارویی سرشار در کشور شناسایی شده است، که همه ساله مشتاقان و علاقه مندان را از گوشه کنار جهان به سوی خود دعوت میکند.

در قسمتهای جنوبی جنگل، یعنی قسمتی که به روستاها نزدیکتر است پوشش گیاهی تنک دیده میشود. در عمق جنگلٰ تپههای پرشیبی وجود دارد که سراسر پوشیده از درختان بلند است. مشهورترین درخت منطقه اورس است. درختی با ریشههای بلند که روی زمین میخزد. مناطق ابتدایی جنگل ابر ییلاق چوپانان گلستانی است، اما در عمق جنگل اثری از انسان دیده نمیشود.
- سفر پیشنهادی برای جنگل ابر و باد
روز 1: شب تهران را به سمت شاهرود ترک کنید. از تهران حدود 460 کیلومتر به میزان 6 ساعت (در ماشین و در شرایط عادی جاده) خواهد بود.
روز 2: با رسیدن به شاهرود و صرف صبحانه، استراحت و خواب به سمت جنگل ابر بروید. جنگل ابر قدیمیترین و زیباترین جنگلهای هیرکانی است که با گونههای گیاهی و جانوری نادر، یکی از زیباترین تقاط شهرستان شاهرود به حساب میآید. سپس با کمک راهنمایان بومی تا آبشار جنگلپیمایی کنید. ناهار را در این فضای فراموشنشدنی بین راه صرف کنید. مناظر اطراف آبشار به قدری زیباست که هر گردشگری را تسلیم این طبیعت شگفت میکند. کل طبیعتگردی سبک حدود 2 ساعت خواهد بود. برای صرف شام و گذراندن شب به سمت خانه محلی در روستا بازگردید.
روز 3: بعد از صبحانه در خانه محلی به تماشای مقبره بایزید بسطامی و برج کاشانه بروید. آبشار باصفای مجن جاذبه دیگری است که خواهید دید. سپس به سمت شاهرود بازمیگردید تا پس از صرف ناهار به مسیرتان به سمت تهران ادامه دهید. زمان بازگشت از جنگل ابر تا تهران به میزان 460 کیلومتر به میزان 6 ساعت (در ماشین و در شرایط عادی جاده) خواهد بود.

فائزه معینی نژاد
جنگل ها
مقدمه
جنگلها زیستگاههای مهم جهان هستند که حدود یک سوم سطح خشکیهای زمین را اشغال میکنند.
در حدود ۴۲۰ میلیون سال پیش در طی دوران سیلورین، گیاهان کهن و بندپایانباستانی شروع به انتشار در کره زمینکردند و طی میلیونها سال با زیستگاههای گوناگون جهان سازگاری یافتند. در اولین جنگلها، دم اسبیانعظیمالجثه، خزههایغول پیکر و سرخسهاییبا ارتفاع بیش از ۱۲ متر غلبه یافته بودند. حیات روی کره زمین به تکامل خود ادامه داد و در اواخر پالئوزوئیک، بازدانگانپدید آمدند. تا دوره تریاسیک (۲۰۸-۲۴۵میلیون سال پیش) بازدانگان قسمت اعظم جنگلهای زمین را اشغال کردند. در دوره کرتاسه (۶۵-۱۴۴میلیون سال پیش) اولین نهاندانگان (گیاهان گلدار) ظاهر شدند. آنها با حشرات، پرندگان و پستانداران، تکامل توأم یافتند و به سرعت انتشار یافتند، به طوری که تا پایان دوره کرتاسه بیشتر چشم اندازهای زمین را پوشاندند. چشم انداز زمین طی عصرهای یخبندان پلئیستوسنمجدداً تغییر یافت، سطح کره زمین که طی میلیونها سال عمدتاً توسط جنگلهای گرمسیریپوشیده شدهبود، تغییر کرد و جنگلهای معتدله در نیمکره شمالیگسترش یافتند.
جنگلها در آیینها و رسوم سنتی، تکریم و تقدیس میشدند و در ادیان باستانی مورد پرستش قرار میگرفتند، ولی متأسفانه امروزه عمده ترین قربانیان تمدن بشری و صنعتی شدن، هستند و همانطور که جمعیت انسان طی چند هزار سال گذشته افزایش یافتهاست جنگل زداییو آلودگی جنگلها با روندی سریع پیش رفتهاست.
جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درختقرار دارند یافت میشوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونههای درختان با ارتفاع مختلف میباشند، و در کنار اینها درختچهها و درختان جوان رشد میکنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب میشود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونههای گیاهی میباشد، و زیست تودهآن در هر واحد سطح، در مقایسه با بیشتر زیست بومها زیادتر میباشد. از دیدگاه بومشناختی، ممکن است یک جنگل از یک درختزار متمایز باشد. جنگل کم و بیش، تاجپوشیمتراکم دارد، و شاخ و برگ درختان به هم میرسند یا این که در هم تنیده میشوند؛ یک درختزار عمدتاً تاجپوش (سایبان) بازی دارد، که مقداری نور خورشیداز بین درختان نفوذ میکند. بیشتر از تمام مناطق دنیا جنگلهای برگ ریز معتدل بر اثر فعالیتهای انسان تحت تأثیر قرار گرفتهاند. در اکثر مناطق معتدل، نواحی وسیعی از جنگلها برای احداث راههای کشاورزی از بین رفتهاند. این فرایند چندین قرن پیش در اروپا آغاز شد و منجر به باقیماندن تعداد کمی از جنگلهای خالی از سکنه شد. در شرق آمریکای شمالی، جنگل زدایی با ورود مهاجران اروپایی آغاز شد اما هنوزبه وسعت آنچه در اروپا رخ داده، نرسیدهاست.
انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد، او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل بدست میآورد. بدین سان احترام به درختان و احساس دوستی نسبت به آنها پدیدهای است که منشا بسیار دیرین در پندار انسانها دارد و افسانههای کهن اقوام و ملل مختلف جهان، سرشار از اساطیر گیاهی است.
طبقهبندی
|
این مقاله نیازمند تمیزکاریاست. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این برچسب را بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی همزیستی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحت تأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند. حداقل سطحی که برای تشکیل جنگل از نظر علمی لازم است بسته به نوع گونه درختی، شرایط محیطی و غیره تغییر میکند. این مساحت در شرایط معمولی حداقل ۳ هکتار (۳هزار متر مربع) است. واژه جنگل از زبان سانسکریتاست و از راه فارسی به اکثر زبانهای اروپائی نیز وارد شدهاست و معنای جنگل طبیعی و بکر را میدهد.
طبقهبندی از نظر پیدایش
جنگل بسته به نوع پیدایش آن و خصوصیات ساختاری به جنگل بکر، جنگل طبیعی، جنگل مصنوعی یا جنگل دست کاشت طبقهبندی میشود.
جنگل بکر
جنگل بکر یا دست نخورده، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمدهاست و ترکیب گونههای درختی و درختچهای و علفی آن طوری است که وضعیت کاملاً طبیعی را نشان میدهد. چوب و سایر فراورده های آن در همان سیستم طبیعی تجزیه شده و به خود جنگل برمیگردد. بهعبارت دیگر از جنگل بکر هیچگونه موادی (زنده یا غیرزنده) به خارج از آن حمل نمیشود.
رویش چوبی جنگلهای بکر که به حالت تعادلرسیده باشند عملاً صفر است، یعنی همانقدر که چوب و سایر موادآلی تولید میشود همانقدر هم تجزیه میشود و یا میپوسد، به عبارت دیگر چرخه رفت و برگشت مواد در یک جنگل بکر چرخهای بستهاست.
در جنگل بکر بین تولیدکنندگان (گیاهان)، مصرفکنندگان (جانوران) و تجزیهکنندگان (جانوران ریز) یک اشتراک حیاتی متقابل و پایدار برقرار است. جنگلهای بکر از تنوع زیستیبالائی برخوردارند و دارای اطلاعات ژنتیکی ارزشمندی هستند که تا به امروز بسیاری کشف نشدهاست. امروز ارزش جنگلهای بکر بسیار زیاد است هر چند که متأسفانه روند تخریب کمی و کیفی آنها در دنیا رو به افزایش است. امروزه سعی بر این است که جنگلهای بکر باقیمانده بر روی کرهزمین را حفظ و از آنها بهعنوان ذخیرهگاههای اطلاعات ژنتیکی و تنوع زیستی استفاده شود. امروزه تبدیل جنگلهای بکر به جنگلهای صنعتی قابل توجیه نیست و نگهداری آنها حتی از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر است.
جنگل طبیعی
جنگل طبیعی، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمدهاست ولی انسان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در آن دخالت (بهره برداری) کردهاست. جنگلهای بکر، دستخورده و بهرهبرداری شده تبدیل به جنگلهای طبیعی میشوند. بهعبارت دیگر جنگلهای طبیعی، جنگلهای بکر دست خورده هستند. ترکیب درختان و سن آنها و تنوع گونههای گیاهی و جانوری در یک جنگل طبیعی با جنگل بکر متفاوت است و عموماً جنگل طبیعی از نظر زیست محیطی فقیرتر از جنگل بکر است. با وجود این جنگلهای طبیعی قادر هستند چشماندازهای طبیعی هر منطقه را حفظ کرده و در اکثر موارد از جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت غنی تر و پایدارتر باشند. جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت یا جنگل انسانساخت جنگلی است که به دست انسان و با هدف مشخصی ایجاد شدهاست و هدف از ایجاد آن تولید چوب، ایجاد مناظر طبیعی، حفظ آب و خاک، ایجاد مناطق تفریحی و تفرجی و غیرهاست.
جنگل مصنوعی
جنگل مصنوعی معمولاً به صورت نهال کاری (درختکاری) به وجود میآید، هر چند این جنگلها را میتوان با کاشت بذر نیز بهوجود آورد. تجربه شدهاست جنگلهای مصنوعی که با این روش بهوجود آمدهاند پایدار و نزدیکتر به جنگلهای طبیعی هستند. جنگلهای مصنوعی که با همه ایجاد شده، قلمستان نامیده میشود (مثل قلمستانهای صنوبر در بسیاری از نقاط ایران). البته باید متذکر شد که قلمستانها در اکثر نقاط دنیا از نظر حقوقی جزء جنگلها محسوب نمیشوند. امروزه ایجاد جنگلهای مصنوعی در دنیا از اهمیت بالائی برخوردار است چرا که به افزایش نیاز چوبی در جهان پاسخ میدهد. چنانچه جنگلهائی در زمینهای زراعی و بایر با هدف تولید چوب با استفاده از روشهای پیشرفته زراعی از قبیل شخم زمین، کود دادن و غیره ایجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق میشود. حجم زراعت چوب در زمینهای غیرجنگلی در تمام دنیا در حال افزایش است. علاوه بر سه نوع جنگلی که تعاریف آن ذکر شد در ایران از اصطلاح بیشه هم استفاده میشود. ما بیشه را معمولاً برای پوشش گیاهی بهکار میبریم که اطراف رودخانه و شیار درهها در مناطق خشک ظاهر میشوند. این واژه به تجمع درختچهها و نیزارها نیز اطلاق میشود.
طبقهبندی از نظر اقلیم
به طور کلی جنگل به بیومهایی گفته میشود که درختان و سایر گیاهان چوبی در آنها غالب هستند. جنگلها بر اساس خصوصیات گوناگونی دسته بندی شدهاند. بر حسب عرض جغرافیایی، جنگلها را به سه نوع یا تیپ عمده دسته بندی میکنند که هر یک از این انواع، خود به گروههای کوچکتری تقسیم میگردند. این سه نوع جنگل بر اساس طبقه بندیبر حسب عرض جغرافیایی عبارتند از: جنگلهای حارهای یا گرمسیری، جنگلهای معتدله، جنگلهای شمالی یا تایگا.
جنگلهای معتدله
جنگلهای معتدله در شرق آمریکای شمالی، شمال شرقی آسیا و غرب و مرکز اروپا به چشم میخورند. فصلهای مشخص با یک زمستان مشخص، خصوصیت این جنگلها هستند. آب و هوای این جنگلها معتدل است و یک فصل رویش۲۰۰-۱۴۰روزه در آنها وجود دارد. دما از ۳۰- درجه تا ۳۰ درجه سانتی گرادمتغیر است و میزان بارندگی سالیانه ۱۵۰۰-۷۵۰ میلی مترمیباشد. خاک این جنگلها حاصلخیز است و به وسیله تجزیه بقایای گیاهی و جانوری، غنی شدهاست. چتر یا سایه بانجنگلهای معتدله تراکم متوسط دارد و به نور خورشید اجازه نفوذ میدهد و در نتیجه، در طبقه زیرین این جنگلها پوشش گیاهی متنوع، غنی و بسیار توسعه یافتهای میروید و جانوران در طبقات مختلف این جنگلها زندگی میکنند. پوشش گیاهی جنگلهای معتدله با ۴-۳ گونه درختی در هر کیلومتر مربعمشخص میشود. خصوصیت درختان این جنگلها برگهای پهنشان است که هر ساله میریزد. گونههایی از بلوط، گردو، شوکران، راش، لاله درختی، صنوبر، نارون، افرا، بید و انواع گیاهان علفیکه در بهار گل میدهند از جمله گیاهان این جنگلها هستند. پوشش جانوری این جنگلها با خرگوشها، سنجابها، انواع راسوها، پرندگان، گوزن، شیرکوهی، گرگ جنگلی، روباه، خرس سیاه و انواعی از گربههای وحشی مشخص میشود.
جنگلهای معتدله در یک طبقه بندی کوچکتر، برحسب توزیع فصل بارندگی شان، به جنگلهای مرطوب پهن برگ همیشه سبز و مخروطیان، جنگلهای خشک مخروطیان، جنگلهای مدیترانهای، جنگلهای معتدل مخروطیان و جنگلهای بارانی پهن برگ معتدل تقسیم میگردند.
در حال حاضر، جنگلهای معتدله فقط در نواحی پراکنده و اندکی در جهان باقیماندهاند.
جنگلهای جنب قطبی یا تایگا
جنگلهای شمالی یا تایگا بزرگترین بیوم خشکی هستند. این جنگلها در بین عرضهای جغرافیایی ۵۰ و ۶۰ درجه شمالی در کمربندی پهن در اوراسیا (اروپا و آسیا) و آمریکای شمالی یافت میشوند: دو سوم در سیبری و بقیه در اسکاندیناوی، آلاسکا و کانادا. فصلها در جنگلهای شمالی به تابستانهای نسبتاً گرم، مرطوب و کوتاه و زمستانهای خشک، سرد و طولانی تقسیم شدهاند. طول فصل رویش در این جنگلها ۱۳۰ روز است. در جنگلهای شمالی یا تایگا، دماها بسیار پایین هستند. بارندگی عمدتاً به صورت برف است و به ۱۰۰۰-۴۰۰ میلی متر در سال میرسد. خاک دارای ضخامت اندک، فقیر از مواد غذاییو اسیدی است. سایه بان یا چتر این جنگلها به شکلی است که نور اندکی اجازه نفوذ پیدا میکند و در نتیجه، طبقه زیرین محدود شده و فقیر است. پوشش گیاهی جنگلهای شمالی عمدتاً شامل مخروط داران همیشه سبز و مقاوم به سرماست که برگهای سوزنی شکل دارند. کاج، صنوبر و سدر از جمله این گونههای گیاهی هستند. پوشش جانوری این جنگلها شامل جانورانی از جمله دارکوبها، بازها، موش، خرس، گربه وحشی، روباه، گرگ، گوزن، موشهای پوزه دار، خفاشها، راسو، انواعی از خرگوشها و انواعی از سنجابها میباشد. قطع درختان به طور گسترده که همچنان در جنگلهای شمالی ادامه دارد میتواند به زودی منجر به نابودی کامل آنها گردد.
جنگلهای شمالی
اگرچه بعضی از نواحی جنگلهای شمالی برای سوخت و کاغذ سازی قطع شدهاند، این منطقه از بسیاری از تغییراتی که برای انواع دیگر جنگلها رخ داده گریختهاست. حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، اواخر دوران یخبندان که یخچالهای طبیعی، عقب نشینی کردند جنگلهای شمالی اندک اندک به سمت شمال پیش رفتهاند. قسمتهای عظیمی از این جنگلها بر روی خاک یخ زده که به جز در قسمت سطحی در طول تابستان، همیشه یخ زده هستند رشد میکنند.
بومشناسی
کُندهیک درخت جنگلی.
عوامل زیستی و غیر زیستی رویشگاههای جنگلی با تأثیرات متقابلی که بر هم میگذراند، سبب برقراری و تداوم سیکل حیاتی در جنگل میشوند به عبارتی دیگر این تأثیرات دینامیکسبب ایجاد مراحل و فازهای تحولی در جنگل میشود. جوامع جنگلی گوناگون در نتیجه تأثیرات متقابل عوامل حیاتی و غیر حیاتی بر هم در طی دوران بسیار طولانی که به میلیونها سال قبل بر میگردد؛ توانستهاند بر مبنای ویژگیهای اکولوژیکیو نیازهای زیستی خود، مناطق مختلفی را تحت پوشش خود قرار دهند. به عبارتی دیگر هر گونه گیاهی شرایط اکولوژیکی خاصی را میتواند؛ تحمل کند و بر همین اساس در مناطق مختلف دنیا پوشش گیاهی متفاوتی را شاهد هستیم. به طوری که در عرضهای جغرافیایی پایین جنگلهای تروپیکال (مناطق حارهای) را شاهدیم و با افزایش عرض جغرافیاییبه ترتیب گونههای مناطق مدیترانهای، معتدله خزان کنندهو در نهایت گونههای سوزنی برگهمیشه سبز (مناطق بوره آل) را میتوانیم مشاهده کنیم. اما این وضعیت در برخی مناطق به دلیل تفاوتهایی که در شرایط اکولوژیکی به وجود میآید از جمله شرایط توپوگرافیک (پستی و بلندی)، ادافیک (خاک)، بیوتیک (زیستی)، کلیماتیک (آب و هوا)، ممکن است مغایر با اصول کلی عنوان شده در بالا باشد. به طور مثال در ارتفاعات مناطق تروپیکال (حارهای) چه بسا گونههای مناطق معتدله و... را شاهد هستیم. اما آنچه را که باید به آن اشاره نمود این است که اجزا اصلی تشکیل دهنده رویشگاههای جنگلی نیز مانند تمام جوامع زیستی در طول حیات خود همواره متأثر از عوامل طبیعی و غیر طبیعی، تحولات گوناگونی را سپری مینمایند.
فواید
جنگل دارای فواید بیشماری است که بیشتر آنها بر زندگی بشر اثر مثبتی میگذارند. در جنگلها انواع قارچها، میوهها و حتی ساقههای گیاهان و درختان دیده میشود که غذای عدهٔ زیادی از انسانها را تشکیل میدهند. درختان جنگل گاز دی اکسید کربنهوا را دریافت میکنند و طی عمل فتوسنتز، آن را تبدیل به اکسیژنمیکنند. همچنین چوب درختانی جنگلی در ساختمان سازی، تهیهٔ کاغذ و تهیهٔ وسایل منزل کاربرد دارد. جدای از همهٔ اینها، سایهٔ درختان جنگلهای انبوه، هر آدمی را از گرمای طاقت فرسا نجات میدهد!
تخریب جنگلها
در جنگلهای طبیعی شروع سیکل تمامی و تحملی در جنگل و به تبع آن روند توسعه و پایداری در اکوسیستمهای جنگلی همراه با مرحله تحولی «تخریب» همراهاست. بنابراین یک درخت جنگلی پس از رسیدن به سن دیر زیستی فیزیولوژیک، یعنی زمانی که اندامهای مختلف یک درخت جنگلی در نتیجه کهولت سن و پیری، دچار نارسایی شدند، در نتیجه اختلالاتی که در فعالیتهای بیولوژیکی گیاه حادث میشود، که نماد ظاهری آن خشک شدن شاخهها و اندامهای قسمتهای هوایی درخت (تاج)، کوچک شدن سطح تاج پوشش درخت، پوسیده و توخالی شدن تنه در اثر حمله آفات و بیماریها خواهد بود. در چنین شرایطی با حدوث یک باد سنگین و با بارش سنگین نزولات جوی (بخصوص برف)، ایجاد زلزله، صاعقه، زمین لغزشو سایر عوامل تخریب طبیعی، درختان مزبور افتاده و در نتیجه حرفههایی در تاج پوشش جنگل ایجاد میشود که در واقع روندهای تحولی در جنگلهای دست نخورده (جنگل بکر) از همین نقطه آغازمیشود. (دلفان اباذری ۱۳۸۱). این مرحله تحول میتواند به طور نسبی طولانی (در یک سیکل طبیعی) و یا کوتاه مدت (در نتیجه حدوث عوامل غیر مترقبه طبیعی) باشد (Emborg و همکاران ۲۰۰۰).
به دنبال ایجاد حفره در تودههای جنگلی و تابش نور بر عرصه رویشگاه با مساعد بودن شرایط رویشگاهی و وجود بذر مناسب (به لحاظ کمی و کیفی)، گروههای زادآوری به تدریج حفرههای موجود را پوشش میدهند که این مرحله از تحول تحت عنوان «مرحله تحولی تجدید حیات» نامیده میشود. گروههای زادآوری به مرور زمان و در نتیجه رقابت بین آنان بر میزان رشد قطری و ارتفاعی خود میافزاید و در این مرحله تعداد قابل توجهی از نهالها مغلوب واقع شده و به تدریج حذف میشوند. ولی پایههای موجود بر میزان رشد خود همچنان خواهند افزود، این مرحله را در اصطلاح «مرحله تحولی صعود و افزایش رشد» یا «مرحله تحولی تشکیل توده» نامیده میشود. تودههای جوان تشکیل شده در حفرهها، در مراحل اولیه به صورت یک جنگل جوان نسبتاً همسال به نظر میرسند که در اصطلاح تحت عنوان «فاز جنگل جوان» نامیده میشوند. در این تودهها به تدریج برخی از پایهها که از شرایط رویشگاهی مطلوب تری مانند نور، رطوبت، خاک، جهت و... بهره مند هستند از نظر رشد قطری و ارتفاعی از سایر پایهها پیشی گرفته و ضمن ایجاد تفاوت آشکوب، تفاوتهایی نیز از نظر قطر نمایان میسازند. در این مرحله جنگل دارای ساختار پلکانی خواهد بود و به عبارت دیگر درختان با قطر و ارتفاع متفاوتی در عرصه جنگل دیده میشوند که در اصطلاح این وضعیت را تحت عنوان «فاز تک گزیده» میتوان نامگذاری نمود. با عبور از این مرحله و به تدریج درختان موجود در توده جنگلی به یک ساختار مشخصی میرسند که در آن درختان موجود دارای ارتفاع نسبیبرابر (یک آشکوبه) و از نظر قطری نیز نزدیک به هم هستند. در این وضعیت جنگل به ظاهر به توده جنگلی همسال نزدیک است که از آن تحت عنوان «جنگل همسال دروغین» نیز اسم برده میشود، که این مرحله تحت عنوان «مرحله تحولی اپتیمال» نامگذاری میشود. تحولات در جنگل چنانچه تحت مداخلات شدید انسانی قرار نگیرد در جنگلهای طبیعی شمال ایراندر یک سیکل طبیعی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال به درازا میکشد (دلفان اباذری ۱۳۸۱ و Korpel ۱۹۹۵). اما در جنگلهایی که تحت مدیریت قرار میگیرند، دخالتهای علمی سبب آن میشود که طول هر یک از این مراحل تحولی را کوتاهتر نموده و در ضمن ارزشهای تولیدی درختان جنگلی را نیز افزایش میدهند.
اهمیت حیاتی جنگلها
جنگلها اهمیتی حیاتی دارند زیرا مأوای متنوع ترین جوامع زیستی جهان و غنی ترین تنوع زیستی زمین هستند. در درون جنگلها تعداد زیادی از داروهای بالقوه و هزاران هزار گونه دیده نشده و کشف نشده، پنهان هستند. همچنین جنگلها توانایی تعدیل آب و هوای جهان را دارند و شرایط آب و هوایی کل زمین را پایدار نگه میدارند. این نقش آنها به حدی مهم است که تخریب آنها میتواند موجب تغییراتی در مقیاس عظیم و گسترده در آب و هوای کره زمین شود.
با کمال تأسف، قطع درختان بسیاری از جنگلهای معتدله باستانی و دارای قدمت طولانی را که اهمیت حیاتی برای ما و برای تمامی گونههای زیستی جهان دارند رو به نابودی بردهاست. تقاضای فزاینده برای مسکن، کاغذ و انواع محصولات چوبی از حفاظت مطلوب جنگلها جلوگیری کردهاست و تنها عاملی که میتواند جلوی نابودی کامل آنها را بگیرد استفاده عاقلانه تر و محتاطانه تر از جنگلها و تلاش گسترده و جدی برای کاشت مجدد درختان در آنهاست. بهره برداری بی رویه از چوبهای درختان جنگلها، جنگل زدایی و کشاورزی به صورت سوزاندن زمین و به طور ضربتی در این بیومها و چرای بیش از حد دام در آنها ضربات مهلکی بر این بیومهای ارزشمند هستند. تقاضای روزافزون انسان برای محصولات گوشتی به این وقایع دامن میزند. تخریب جنگلها طی سالها در حد وسیع و با سرعتی هولناک اتفاق افتادهاست و در حال حاضر بسیاری از جنگلها را از دست دادهایم و آینده بقیه آنها در گرو این است که انسان، این گونه خردمند! هر چه سریعتر از خواب غفلت بیدار شود و بقایای این گنج گرانبهای هستی را از نابودی مطلق نجات دهد. جنگلهای بیابانی شامل مناطق کویری و نیمه کویری و استپی فلات که در دشت واقع هستند.اغلب درختچه و بوته دارد،مثل تاغ و گز و اسکنبیل و قیچ. مخلوط تاغ و گز هم جامعه تاغز را بوجود می آورد.جاهایی که آب یا رود زیر قشری دارد تراکم این جوامع بیشتراست .گونه های موجود در این منطقه کلاه میر حسن، ریش بز، کاروان کش ، شوره،اسکنبیل.... جنگلهای فلات مرکزی(ایران و تورانی)شامل جنگلهای بیابانی و کوهستانی فلات ایران جزءمناطق خشک و نیمه خشک غیر جنگلی محسوب می شود که نیمی از سطح کشور را می پوشاندودلایل آن خاک شور،بارندگی کم وگرمای زیاد است.وسعت این جنگلهاحدود سه میلیون هکتار برآورد شده است،چون خیلی وسیع(3ملیون هکتار) و ناهمواراست تنوع اقلیمی آن زیاد است و رویشهای مختلف استپی و استپی کوهستانی و بیابانی را پدید آورده است.چون آب زیر قشری در خاک وجود دارد و گونه ها به گرما و خشکی و شوری مقاوم هستند، درخت و درختچه و بوته بوجود آمده است که از لحاظ جنگل شناسی واقعا جنگل نیستند ولی چون از آب و خاک و حیات وحش محافظت می کنند جنگل نامیده شده اند. خود این جنگلها به دو دسته جنگلهای بیابانی و جنگلهای کوهستانی فلات مرکزی تقسیم می شود
تهیه کننده :مینا جمعه پور
کشور های اروپایی وپایتخت ها
آلبانی : تیرانا
آلمان : بن
آندورا : آندورا
آذربایجان : باکو
اتریش : وین
ارمنستان : ایروان
اسپانیا : مادرید
استونی : تالین
اسلوونی : لوبلیانا
انگلستان : لندن
اوکراین : کیف
ایتالیا : رم
ایرلند : دوبلین
ایسلند : ریک یا ویک
بلژیک : بروکسل
بلغارستان : صوفیه
بوسنی و هرزگوین : سارایوو
پرتغال : لیسبون
ترکیه : آنکارا
روسیه : مسکو
چک : پراک
اسلواکی : براتیسلاو
دانمارک : کپنهاگ
بیلوروسی : مینسک
سن مارینو : سن مارینو
سوئد : استکهلم
سویس : برن
صربستان : بلگراد
فرانسه : پاریس
فنلاند : هلسینکی
لوکزامبورگ : لوکزامبورگ
لهستان : ورشو
لیتوانی : ویلنیوس
لیختن اشتاین : وادوز
کرواسی : زاگرب
مالت : والتا
مجارستان : بوداپست
مولداوی : کیشی نف
موناکو : موناکو
مقدونیه : اسکوپیه
نروژ : اسلو
واتیکان : واتیکان
هلند : آمستردام
یونان : آتن
تهیه کننده:فاطمه ضرغام
بیابان ها
ویژگی آب و هوای خشک بارندگی در مناطق خشک کم و نامنظم است مقدار باران در سالهای مختلف متفاوت است و ممکن است حتی چند سال بارندگی صورت نگیرد بارندگی اغلب شدید و به صورت رگبار است به علت خشکی و وزش باد میزان تبخیر و تعرق بیشتر از بارندگی سالانهاست وزش باد در مناطق خشک به ویژه بیابانها شدید است که علاوه بر حمل ذرات گرد و غبار بر خشکی هوا میافزاید
از مهمترین مشخصات مناطق بیابانی بارش کمباران، کم بودن پوشش گیاهی و اختلاف زیاد دمای روزانه است. در واقع بیابان به نواحی اطلاق میشود که با کمی رطوبت، موجودات زنده و تغییر شدید دمای شب و روز مشخص میشوند. بیابانی غربی نام خاص یک منطقه جغرافیایی در جنوب مغرب یا مراکش است. در فارسی به بیابان بسیار خشک و خالی اصطلاحاً بیابان برهوت گفته میشود.
پراکندگی بیابانها
برای بیابان تعاریف متعددی بیان شدهاست. در همه این تعاریف به دو ویژگی اغلب بیابانها یعنی کمبود بارش و تبخیر زیاد تاکید میشود. خوشبختانه کارهای زیادی در زمینه بیابان زدایی شده است.
در زمین چند نوار عمده بیابانی وجود دارد که مهمترین آنها در نیمکره شمالی از مجاورت اقیانوس اطلس تا حدود چین است که شامل بیابانی بزرگ آفریقا، بیابان عربستان، ایران، ترکستان، گبی و تار است.
مپندار باشد ز نا بخردی
درخشان کویر بنام ایزدی
که باشد شکوه خداوندگار
زداید ز اندیشه گرد و غبار
میل نادری
علل ایجاد بیابانها
گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید
در منطقههای استوا هوای گرم به دلیل سبکی و افت بی در رو دما به سمت لایههای بالای جو حرکت میکند. وقتی تا حد زیادی بالا رفت دمایش کاهش یافته و به صورت افقی در لایهٔ بالای جو به سمت عرضهای بالاتر جغرافیایی حرکت میکند (به سمت منطقه جنب استوایی یا جنب حارهای میرود) در بین راه دمایش کاهش یافته و سنگین میشود و در عرضهای حدوداً ۲۵ تا ۳۰ درجه مانند آبشاری فروکش میکند و به سمت سطح زمین میآید. درست در آن منطقهای که پایین میآید توده هوای کم فشار محلی وجود دارد که به دلیل گرمی وسبکی میل به صعود دارد ولی همین هوای مهاجری که از لایههای بالای جو از استوا آمده مثل چکشی بر سر توده هوای محلی فشار وارد میکند و اجازه نمیدهد که این توده هوای محلی صعود کرده وبارش ایجاد کند توده هوای مهاجر را پر فشار جنب حارهای مینامند که باعث بوجد آمدن بیابانهایی چون صحارا در افریقا ربع الخالی عربستان و بیابان لوت در ایران شده است. بیابان گبی در مغولستان بدین طریق بوجود نیامده زیرا در چنین عرض جغرافیایی واقع نشده است. بیابان گبی به دلیل محصور بودن توسط رشته کوه و دوری از دریا و ضریب بری بودن بالا؛ از رطوبت بی نصیب مانده است و جزو بیابانهای سرد محسوب میشود. وقتی سخن از بیابان به میان میآید همیشه احساس گرمای زیاد تداعی میشود. درحالیکه بیابانهای سر قطبی هم وجود دارد.
فشار زیاد جنب حارهای
فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی میشود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار رأسالسرطان و راس الجدی حرکت میکند. اما به علت سنگین شدن وتراکم در عرضهای جغرافیایی مذکور فرو مینشیند و یک منطقه پر فشار به وجود میآورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرو مینشیند نتیجه این امر خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق است. در دریا این منطقه را مدار بدون باد یا عرض جغرافیایی اسب، بر گرفته از نام کاشف آن ساتاسپ دریانورد ایرانی دوران خشایارشا مینامند.
جریانهای آب سرد ساحلی
کویر مرکزی ایران، استان سمنان و در حوالی شاهرود.
جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت میکند، در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا، مانع ایجاد بارش در این مناطق میشود، مانند بیابان آتاکاما در آمریکای جنوبی. بیابان نامیب در آفریقا.
دوری از منبع رطوبتی (دریا) و وجود کوهستان: بسیاری از بیابانهای دنیا در اثر دوری از منبع رطوبتی و وجود کوهستان مانع در برابر رطوبت شکل گرفتهاند. در این حالت به اثر سایه کوه میگویند.. بیابان تکلامکان (تکله مکان) در آسیای مرکزی و بیابان گبی در مغولستان از دریا دورند و بیابان مرکزی ایران نیز تحت تاثیر اثر کوه رشته کوه البرز و زاگرس است.
گونههای بیابان
بیابانهای قطبی: این بیابانها شامل نواحی وسیعی هستند که بهوسیله یخ پوشیده شدهاند و به علت پایین بودن دما و سرمای زیاد ناحیه خیلی خشک هستند.
بیابانهای توپوگرافی: بیابانهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوسها و قرار گرفتن در مرکز قارهها و یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری میکنند، است. نمونه این نوع بیابانها کویر مرکزی ایران است.
بیابانهای استوایی: این بیابانها که به مراتب وسیعتر از بیابانهای قطبی هستند. در فاصله بین ۱۵ و ۳۰ درجه شمال و جنوب خط استوا قرار دارند. به عنوان مثال میتوان بیابانی شمال آفریقا و بیابانی عربستان را نام برد.
تخریب در بیابانها
تخریب شیمیایی در بیابانها به علت کمی رطوبت بندرت انجام میگیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانیها و همچنین سنگها در بیابانها دستخوش تغییرات شیمیایی نشدهاند. از انواع تخریبهای فیزیکی که در بیابانها انجام میگیرد، میتوان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگها شده و باعث تخریب آنها میگردد. عدم وجود پوشش گیاهی در بیابانها موجب میشود که مواد حاصل از تخریب بهوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود.
آبها در بیابان
مقدار آبهای جاری در بیابانها بسیار کم است ولی بارانهای اتفاقی اغلب بصورت رگبار نازل میشود. در نواحی خشک به علت کمی پوشش گیاهی مقدار آبی که در سطح زمین جریان مییابد نسبت به مناطق دیگر با پوشش گیاهی زیاد با باران مشابه خیلی بیشتر است و در نتیجه هر چند که مقدار این آبها نیز کم باشد در تخریب، حمل و نقل و رسوبگذاری در بیابانها نقش مهمی دارد. در بیابانها ممکن است رودخانههای کمی جاری باشند که از نقاط مرطوب منشاء گرفته و از بیابانها عبور میکنند، ولی اکثر این رودخانهها به حوضههای داخلی ریخته و وارد دریا نمیشوند.
عمل باد در بیابانها
گرچه باد از نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است؛ ولی نقش مهمی را در فرسایش بیابانها به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمیشوند. بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته میسازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوبگذاری را نیز انجام میدهد.
حمل مواد بهوسیله باد باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد میتواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانههای درشتتری را با خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب؛ بنابراین در بیابانهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بهوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام میگیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده میشود.
نحوه حمل مواد توسط باد
حمل مواد به وسیله باد نسبت به وزن دانهها به سه طرزیق انجام میگیرد:
حرکت معلق برای ذرات خیلی ریز
ذرات خیلی ریز ماسه، سیلتهای دانهریز، گرد و غبار و خاکسترهای آتشفشانی چون بسیار سبک هستند. حتی بهوسیله بادهای خیلی ملایم به آسانی به هوا بلند شده و مدتها در هوا به حالت معلق باقی میمانند. بطور کلی در شرایط عادی ذرات با قطر کوچکتر از ۰٫۰۳ میلیمتر که در روی سطح زمین قرار گرفتهاند میتوانند بهوسیله باد به هوا بلند شوند. این ذرات ممکن است صدها متر از سطح زمین بلند شده و همچنین کیلومترها جابجا شوند.
حرکت جهشی برای ذرات متوسط
باد به تنهایی نمیتواند ذرات متوسط را از جا بلند کند بلکه بر اثر برخورد ذرات ماسه با یکدیگر به هوا پرتاب میشوند که به این نوع حرکت جهشی میگویند. وقتی سرعت باد به حد معینی برسد ذرات ماسه شروع به چرخش و غلطیدن به سمت جلو میکنند که ممکن است در اثر برخورد با ذرات دیگر باعث حرکت و یا پرتاب آنها به هوا شوند. وقتی ذرهای به هوا بلند میشود تحت تأثیر دو نیروی نیروی گرانشی و نیروی سرعت باد، قرار میگیرد. ذرات در اثر نیروی گرانش به زمین برمیگردند ولی در اثر نیروی باد بجلو رانده میشوند.
حرکت چرخشی برای ذرات درشت
ذراتی که درشتتر هستند اغلب به سبب وزن و درشی از جا کنده نشده و در هوا پراکنده نمیشوند بلکه وقتی سرعت باد بهحد کافی برسد با چرخش و یا غلطیدن به سمت جلو حرکت میکنند. این عمل چرخش را Reptation میگویند.
فرسایش بهوسیله باد عمل فرسایش باد به دو صورت انجام میگیرد.بادکند (Deflation) و بادساب (Abrasion).
بادکَند
جابجایی ذرات توسط باد را بادکند میگویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودیهایی میشود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.
سنگفرش بیابان
در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگتر سنگها بر جای باقی میمانند که بعد از گذشت زمان سنگهای درشتتر باقیمانده و منظره فرشی به خود میگیرند که اصطلاحاً به آن سنگفرش بیابان و یا Hamade میگویند.
یاردانگ
باد در مناطق بیابانیی بویژه در زمینهای سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل میگردد که یاردانگ نامیده میشود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده میشود.
بادساب
موادی که بهوسیله باد حمل میشوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا میکنند. این عمل ساییدگی که بهوسیله باد انجام میگیرد را بادساب مینامند. البته عمل ساییدگی بدون بادکَند امکانپذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود میآید. ذرات یا دانههای ماسهای که بهوسیله باد حمل میشوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگها، ساختمانها، دیوارها و ... هستند.
سنگهای بادساب
سنگها و قلوهسنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگهایی که به علت سایش باد بوجود آمدهاند سنگهای بادساب (ventifact) میگویند.
فرسایش لانهزنبوری
برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخرهها و یا سنگهایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث میگردد که بتدریج این سنگها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانهزنبوری از خود نشان دهند.
تخت دیو
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگها قرار گرفتهاند تخریب نموده و با خود حمل میکند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود میآید که اصطلاحاً به آن تخت دیو میگویند.
جستارهای وابسته سنگفرش بیابانی
بیابان
علوم طبیعت > زمین شناسی > زمین شناسی ساختمانی
(cached)
بیابان یکی از اکوسیستمهای اصلی خشکی میباشد که از زمینهای بوتهزاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکندهاند و بوسیله خاک لخت و شنی از هم جدا ماندهاند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند.
اطلاعات اولیه
تمامی اکوسیستمهای کره زمین روی هم زیست کره را تشکیل میدهند و بخش فیزیکی این بزرگترین واحد اکولوژیک ، محیط زیست کره زمین است. این بخش فیزیکی خود از سه قسمت به هم پیوسته تشکیل شده است: قسمت آب یا آب کره ، قسمت خشکی یا سنگ کره و قسمت گازی یا هوا کره. از آنجا که تعداد اندکی از گونهها میتوانند بطور همیشگی در هوا بمانند، دو دسته زیستگاهها را زیستگاههای آبی و زیستگاههای خشکی تشکیل میدهند. این دو زیستگاه از استوا تا قطب و از چند هزار متر زیر سطح اقیانوس تا چند هزار متر بالای آن ادامه دارد. محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم میشوند. اکوسیستمهای خشکی عموما بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه ، یعنی علف ، بوته و درخت از هم متمایز میشوند. اکوسیستمهای اصلی خشکی ، "بیوم" نامیده میشوند. تمامی اکوسیستمها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی ، تشکیل شده اند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی (Climax Community) است، میپیمایند. مراحل این گونه رشد پیشرونده ، توالی اکولوژیک (ecoligical succession) را شکل میدهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی زیر تاثیر اقلیم است.
مشخصات بیابان از نظر آب و هوا
بیابانها ، بیومهای خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از 250 میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را روبه بالا میراند و در آنجا ، هوای سردتر ، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد میشود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود میآْورد. مثلا تودههای هوا که از اقیانوس اطلس به سواحل غربی ایالات متحده میرسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه "سیراکازاکاد" بالا میرود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو میریزد. بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه 200-150 میلیمتر ، باران دریافت میکنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش مییابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمیگیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک میرسد، اما معمولا این هوا فقط میتواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آوردهاند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است.
جانوران و سازگاری آنها به خشکی
موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب ، نشان میدهند. مثلا بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا میروند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت میپردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب میکند و در نتیجه مدفوع آنها کاملا بدون آب دفع میشود. جانوری مانند موش ، کانگورو که جوندهای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. میتواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب ، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که میتوانند آب مورد نیاز خود را از دانههایی که غذای اصلیش را تشکیل میدهند، دریافت کند. گربه وحشی ، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست.
گیاهان و سازگاری آنها به خشکی
سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده میشود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده میگیرند و در خود ذخیره میکنند. دیگر گیاهان ریشههایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین میگیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا بوسیله کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری میکنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل میکنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل میشود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت میمیرند، اما دانههایشان در حالت زندگی نهفته میمانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه میزنند.
خاک بیابان
خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو میشود. مثلا در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان ، خرج شد. بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد. همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده میتوان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه ، هزینه تغییر اکوسیستمها زیاد است، این کار خطرهای بالقوهای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.
اقلیمهای بیابانی
اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالا گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است: اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند. اقلیم بیابانی حاره: عموما گرم و دارای فصول حرارتی مشخص ، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی میباشد. اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملا متمایز است.
علل ایجاد بیابانها
بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی میشود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارتند از:
گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید
در منطقه بین المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت میشود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند.
فشار زیاد جنب حارهای
فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی میشود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار راس السرطان و راس الجدی ، حرکت میکند. اما به علت سنگین شدن و تراکم در عرضهای جغرافیایی مذکور فرو مینشیند و یک منطقه پر فشار بوجود میآورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرو مینشیند (نشست هوا) ، نتیجه این امر ، خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق میباشد.
جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها
جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت میکنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا ، مانع ایجاد بارش در این نواحی میشوند. مانند بیابان "آرتاکاما" و "اریکا" در آمریکای جنوبی و بیابان "نامیب" در آفریقا.
انسان چگونه موجب گسترش بیابانها میشود؟
هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم میخورد و زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار میگیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش میدهد و موجب گسترش بیابانها میشود. بنابراین بیابان زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی ، خاک و ... است که فعالیتهای انسان عامل مهم این تخریب محسوب میشود.
مطالب مرتبط با عنوان
بیابان ها چگونه هستند؟ بیابان ها چگونه هستند؟ جدول نام و نوع بیابان های جهان پنبه پليمري مفيد براي ساكنان بيابان همه صفحات
صفحه1 از3
سرزمین های قطبی شمالی - قاره قطب جنوب - بیابان - تندرا - غار - شهر - منطقه ساحلی - تایگا (جنگل با درختانی با میوه مخروطی) - جنگل های برگریز معتدل - علفزار - علفزار گرمسیری استوایی - مرغزار - جنگل های بارانی استوایی - باتلاق با آب تازه - تالاب - مرداب - اقیانوس - منطقه درون جزرومدی - صخره های مرجانی - منطقه نور خورشید اقیانوس
بیابان ها بیش از یک پنجم خشکی های زمین را پوشانده اند و خیلی گرم و خشک و یا خیلی سرد و خشک هستند. بیابان ها شرایط آب و هوایی ناملایمی با بارندگی خیلی کم و دماهای به شدت متغیر دارند. زندگی گیاهی و جانوری در بیابان زیاد نیست. بیابان ها مناطق خیلی خشکی با زندگی گیاهی و جانوری محدود هستند.
بیابان ها با شرایط آب و هوایی خشک تعریف می شوند (معمولاً کمتر از 25 سانتی متر یا 254 میلی متر در سال بارندگی دارند) و دمای بسیار متغیری نیز دارند. بعضی از بیابان ها هم خیلی گرم (در طول روز) و هم خیلی سرد (در طول شب، موقعی که دماها به زیر نقطه انجماد می رسد) هستند. هوای خشک باعث تغییرات وسیع دما در طول روز می شود. چنان که دمای منجمد کننده در شب می تواند به بیش از 120 درجه در روز برسد.
بعضی از بیابان ها مثل بیابان گوبی در آسیا و بیابانی در قاره قطب جنوب همیشه سردند.
بیابان های گرم و خشک: بیشتر بیابان های گرم و خشک نزدیک مدار رأس السرطان یا مدار رأس الجدی (مناطق گرمسیری و نزدیک مناطق استوایی) قرار دارند.
بیابان های سرد: بیابان های سرد هم مثل بیابان های گرم وجود دارند. مانند گرینلند و بیابان قطب جنوب. بیابان های سرد نزدیک قطب زمین هستند. یک بیابان سرد بیابانی است که در زمستان برف دارد. تغییرات دمای بیابان سرد در زمستان از 2- تا چهار درجه سانتی گراد و در تابستان از 21 تا 26 درجه سانتی گراد است.
جانوران: جانوران مختلفی در انواع مختلف در بیابان زندگی می کنند. جانورانی که در بیابان زندگی می کنند چنان با محیط تطبیق پیدا کرده اند که از عهده نبود آب، تغییرات دمایی شدید و کمبود غذا برآیند. برای دوری از گرمای طول روز، بسیاری از جانوران بیابان مثل افعی شاخ دار در شب پیدایشان می شود. آنها در طول روز در سوراخ های زیر سطح زمین یا در سایه قایم می شوند و در شب برای خوردن ظاهر می شوند. بسیاری از جانوران بیابان هیچ وقت نباید آب بخورند. آنها همه آبی را که نیاز دارند از غذایشان به دست می آورند. حشرات ، خزندگان ، پرندگان و عنکبوتیان در بیابان ها زندگی می کنند. بیشتر جانوران بیابان کوچک هستند.
ترین های بیابان ها: بزرگ ترین بیابان، صحرای آفریقا در شمال این قاره است. این بیابان تقریباً 9065000 کیلومتر مربع را می پوشاند. خشک ترین بیابان ها بیابان آتاکاما در شمال شیلی در آمریکای جنوبی و کویر لوت در شرق ایران است. این بیابان ها کمتر از حدود یک سانتی متر بارش در هر سال دارند و آن را هم از مه متراکم به دست می آورند، نه از باران.
تهیه کننده: تینا شیبانی مقدم
چند تا غار جالب
چندتا غار جالب براتون دارم لطفا دیدن کنین
علت تخریب لایه ی اوزون درقطب ها
چرا مواد ا زون كش به جاي اين كه لايه ازون را در همه جا نازك كنند در قطب ها رخنه ايجاد كرده اند؟
تخريب شديد ازون استراتوسفري در زمستان جنوبگان به «سوراخ ازون» معروف شده است. علت اين كه نابودي چشمگير ازون نخست بر فراز جنوبگان ظاهر شد اين است كه در آنجا شرايط آب و هوايي تأثير گازهاي مخرب هالوژن مانند كلر و برم را زيادتر مي كند. براي تشكيل رخنه ها در جنوبگان به جز حضور مواد ازون كش ، بايد دما آنقدر كم شود تا ابرهاي قطبي استراتوسفري (PSCها) به وجود آيند.
منبع مواد شيميايي ازون – كاه در استراتوسفر، گازهاي هالوژن داري هستند كه در سطح زمين آزاد مي شوند، اين منابع، مانند كلروفلوئورو كربنها (…, CFC-12 , CFC-11) بر اثر فعاليت هاي انسان ساخته شده و وارد هوا كره مي شوند. در سراسر استراتوسفر هر دو نيمكره گازهاي منشاء وجود دارند، هر چند بخش عمده آنها در نيمكره شمالي توليد مي شوند. چون اين گازها در بخش پاييني هوا كره توسط فرآيندهاي طبيعي نابود نمي شوند، توسط بادها به طور يكنواختي در سرتاسر تروپوسفر پخش خواهند شد. اولين جايي كه اين گازها وارد استراتوسفر مي شوند بالاي تروپوسفر حاره اي فوقاني است، سپس با جريان هوا به سوي قطب هاي دو نيمكره مي روند، تا زماني كه در استراتوسفر به مواد ازون كش مثل كلرمنوكسيد تبديل شوند.
براي تخريب شديد ازون يا همان سوراخ شدن لايه ي ازون، بايد بخش بزرگي از ضخامت استراتوسفر در يك منطقه پهناور جغرافيايي در زماني طولاني بسيار سرد شود، تا ابرهاي قطبي (PSCها) تشكيل شوند. بروز واكنش هايي بر سطح ذرات ابر باعث افزايش چشمگير غلظت مواد ازون كش و در پي آن شتاب گرفتن تخريب ازون مي گردد. در هر دو قطب در خلال ماه هاي زمستان دما بسيار كم است. در سراسر زمستان، دما در جنوبگان براي تشكيل PSC ها به اندازه كافي كم است اما معمولاً دماي شمالگان فقط در برهه اي از زمستان تا اين اندازه كاهش مي يابد.
ذرات سازنده PSC ها آنقدر بزرگ و زياد مي شوند كه به خصوص هنگامي كه خورشيد به افق نزديك است از روي زمين تحت شرايط خاص قابل مشاهده اند.
PSC ها بيشتر نزديك كوه هاي نواحي قطبي ديده مي شوند، چون حركت هوا بر فراز كوه ها باعث سرمايش موضعي هواي استراتوسفر مي گردد. سال ها بود كه دانشمندان، تشكيل PSC ها را از روي زمين ديده بودند اما گسترش كامل جغرافيايي و ارتفاعشان را نمي دانستند تا اين كه در اواخر دهه 1970، PSC ها با يك دستگاه ماهواره اي مورد كاوش قرار گرفتند. همچنين تا پيش از كشف سوراخ ازون جنوبگان در سال 1985 ، كسي از نقش اين نوع ابرها در تشكيل ازون كش ها چيزي نمي دانست. با مطالعات آزمايشگاهي، مدلسازي هاي رايانه اي، و نمونه برداري مستقيم از ذرات PSC ها و گازهاي فعال كلردار (مثل كلر منوكسيد) درك ما از نقش ابرهاي قطبي استراتوسفري بيشتر شد.
در حقيقت در دو دهه ي گذشته لايه ي ازون به طور عمومي نازكتر شده است. در عرض هاي پائين تر از محدوده ي زمستان قطبي هم ، مواد فعال ازون كاه، هر چند با تراكمي بسيار كمتر وجود دارند. (در اين عرض ها، مواد مخزني كلر وبرم باقي مي مانند كه نسبت به ازون دشمني كمتري دارند) اين مقدار كم هم ازون را تخريب مي كند. از سال 1980 تا به حال لايه ازون به طور تدريجي در حال نابودي است و امروز به طور متوسط در حدود 3% رقيق تر از قبل شده است .
زهراقاضی زاده
استرلیا و پایتخت ها
نام کشور پایتخت
|
استرالیا |
کانبرا |
|
پاپوا(گینه نو) |
پرت مورسبی |
|
تنگا |
نوگوالوفا |
|
تووالو |
ویلینگتن |
|
ساموای غربی |
اپیا |
|
سلیمان(سالمون) |
هونیارا |
|
فیجی |
سووا |
|
کریباس(گیلبرت |
بایرکلی |
|
تاِیورو |
یارن |
|
وانواتو(هبریه) |
ویلا |
تهیه کننده :نگین صباغ زاده
قاره اسیا
آسیا
کهنترین و پهناورترین قاره کره زمین است که مساحت آن ۴۴۵۷۹۰۰۰ میلیون کیلومتر مربع بوده و جمعیت این قاره حداقل ۳۸۷۹۰۰۰۰۰۰ میلیارد نفر است. بزرگترین و پرشمارترین کشورهای جهان در این قارهاند. آسیا به همراه اروپا خشکی بزرگ اوراسیا را میسازند. این قاره از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از جنوب به اقیانوس هند، از شرق به اقیانوس آرام و از غرب به دریای مدیترانه و بخش میانی روسیه مرزبندی شدهاست.
|
|
آسیا را از اروپا کوههای اورال و دریای خزر، دریای سیاه و دریای آزوف جدا مینمایند، مرز بین آسیا و آفریقا همانا کانال سوئز بوده، آمریکای شمالی را از آسیا تنگه برینگ جدا میسازد. آسیا در بین دو اقيانوس یخ بسته شمال و هند موقعیت دارد. بلندترین قلهٔ جهان اورست به ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر و گودترین دریاچهای دنیا آمور به عمق ۱٬۶۲۰ متر نیز در قاره آسیا قرار دارند.
۴/۳ قاره آسیا را کوههای بلند و تپهها تشکیل میدهند، بلندترین رشتهکوههای این قاره عبارتند از هیمالیا، قراقروم، پامیر، تیانشان، هندوکش، قفقاز بزرگ، و آلتایی. همچنین رشتهکوه نسبتاً کوچکتری در این قاره واقع بوده که مهمترین آنها را رشتهکوههای تبت، ایران، ارمنستان، و آسیای صغیر تشکیل میدهند. قاره آسیا در کنار اروپا میباشد. بیشتر جمعیت آسیا را چین وهند تشکیل می دهد
آسیا را از اروپا کوههای اورال و دریای خزر، دریای سیاه و دریای آزوف جدا مینمایند، مرز بین آسیا و آفریقا همانا کانال سوئز بوده، آمریکای شمالی را از آسیا تنگه برینگ جدا میسازد. آسیا در بین دو اقيانوس یخ بسته شمال و هند موقعیت دارد. بلندترین قلهٔ جهان اورست به ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر و گودترین دریاچهای دنیا آمور به عمق ۱٬۶۲۰ متر نیز در قاره آسیا قرار دارند.
۴/۳ قاره آسیا را کوههای بلند و تپهها تشکیل میدهند، بلندترین رشتهکوههای این قاره عبارتند از هیمالیا، قراقروم، پامیر، تیانشان، هندوکش، قفقاز بزرگ، و آلتایی. همچنین رشتهکوه نسبتاً کوچکتری در این قاره واقع بوده که مهمترین آنها را رشتهکوههای تبت، ایران، ارمنستان، و آسیای صغیر تشکیل میدهند. قاره آسیا در کنار اروپا میباشد. بیشتر جمعیت آسیا را چین وهند تشکیل می دهد
تهیه کننده :حانیه اسحاقیان
پایتخت یا مرکز کشورهای قاره آسیا
اردن : امان
ازبکستان : تاشکند
افغانستان : کابل
امارات متحده عربی : ابوظبی
اندونزی : جاکارتا
ایران : تهران
بحرین : منامه
برمه : رانگون
برونئی : سری بگاوان
بنگلادش : داکا
بوتان : تیمبو
پاکستان : اسلام آباد
تایلند : بانکوگ
تاجیکستان : دوشنبه
تایوان : تایپه
ترکمنستان : عشق آباد
چین : پکن
سری لانکا : کلمبو
سنگاپور : سنگاپور
سوریه : دمشق
عراق : بغداد
عربستان سعودی : ریاض
عمان : مسقط
فیلیپین : مانیل
فلسطین : بیت المقدس
قبرس : نیکوزیا
قرقیزستان : بیشکک
قزاقستان : آستانه و آلماتی
قطر : دوحه
کامبوج : پنوم پنه
کره جنوبی : سئول
کره شمالی : پیونگ یانگ
کویت : کویت
گرجستان : تفلیس
لائوس : وین تیان
لبنان : بیروت
مالدیو : ماله
مغولستان : اولان باتور
مالزی : کوالالا مپور
نپال : کاتماندو
ویتنام: هانوی
هند : دهلی نو
یمن : صنعا
تهیه کننده : حانیه اسحاقیان
عشایر
| ایلات، طوایف و توزیع جغرافیایی |
پراکنش ایلات وعشایر در پهنه جغرافیای کشور یکسان نیست و چه بسا مناطقی که در گذشته از تراکم زیاد جمعیت عشایری برخوردار بوده وامروزه به خاطر رشد سریع شهرنشینی یا تبدیل اراضی به کاربری های صنعتی، کشاورزی و... از تعداد و تراکم جمعیت عشایری دراین مناطق کاسته شده است. با این حال مناطقی از کشور، بخصوص حوزه سلسله جبال زاگرس و به ویژه نواحی وسیعی از زاگرس مرکزی، هنوز هم عرصه کوچ و استقرار تعداد زیادی از ایلات و طوایف عشایری کشور است. بر این اساس، ایلات و طوایف عشایر ایران از نظر حوزه های اصلی کوچ و استقرار به شرح زیر قابل طبقه بندی هستند:
الف : ایلات و عشایر مستقر درحوزه غرب و جنوب ایران
بخش اعظم این حوزه در مناطق غرب و جنوب ایران و رشته كوه های زاگرس كشیده شده است كه دارای آب و هوای مرطوب و مراتع نسبتا غنی و بیش از ده میلیون هكتار جنگل بلوط، بادام كوهی و پسته وحشی است. وجود خصوصیات طبیعی یاد شده سبب شده است که ایلات و عشایر متعددی دراین منطقه پراكنده باشند. منطقه مذکور شامل استان های كردستان، كرمانشاه، ایلام، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، لرستان، كهگیلویه و بویراحمد، فارس، خوزستان و بوشهر میشود.
وجود ارتفاعات سرسبز و خنك در كنار دره های پرآب و جنگلی و دشت های معتدل و نسبتا گرم در یك محدوده نزدیك، زندگی كوچ نشینی در چارچوب یك منطقه محدود را میسر ساخته و دامداران را از رنج كوچ های طولانی و برون منطقه ای رهایی بخشیده است. هرچند که دربخشی از نواحی این حوزه مثل مناطق کوچ و استقرار دو ایل بزرگ قشقایی و بختیاری، با کوچ های بین استانی و مسیرهای طولانی تا حد چندصد کیلومتر مواجه هستیم. از نظر مردم شناسی، برخی از گروه های عشایر معروف این حوزه عبارتند از:
عشایركرد: از زمانهای گذشته عشایر کرد در شمالی ترین بخش زاگرس در محدوده استان های آذربایجان غربی، كردستان، کرمانشاه و ایلام پراكنده شده اند. امروزه برخی از آن ها در نواحی دشتی و كوهپایه ای منطقه اسكان یافته و یا به صورت نیمه کوچنده، رمه گردان و یا عشایر کوچنده به شیوه زندگی عشایری ادامه می دهند. ایلات مشهور با گویش های مختلف کردی عبارتند از عشایر زوله، زنگنه، کلهر، سنجابی، ملکشاهی، شوهان، ثلاث باباجانی، قلخانی، کرد، جاف، شكاك، مامش، زرزا، جلالی، میلان، ایلات گلباغی، طوایف اورامانات، طوایف مریوان، طوایف سنندج، طواف بانه، عشایر جوانرود، طوایف سقز و ... که در استان های کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی وکردستان پراكنده شده اند.
عشاير لرستان (لر و لك): ایلات و عشایر با قومیت و گویش لری در یك تقسیم بندی به دو بخش لر و لك تقسیم می شوند كه از نظر لهجه، سنن، آداب و رسوم و برخی مسایل مذهبی با یك دیگر تفاوت اندکی دارند. ایلات و طوایف لك در شمال و شمال غربي لرستان سكونت دارند و سرزمین لك نشین به صورت خط منحنی در دره های رودخانه سیمره میان بروجرد، نهاوند، خرم آباد، كرمانشاه و ایلام قرار گرفته است. در گذشته، لك ها به «طوایف وند» و لرها به « فیلی» شهرت داشتند. لرهای در سطح وسیعی در ایران در استان های لرستان، بخشی از ایلام، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، مرکزی، كهگیلویه و بویراحمد و بخشی از استان فارس و بوشهر زندگی می كنند. در سایر نقاط ایران مثل كرمان و تهران نیز طوایف پراكنده لر وجود دارند.
در گذشته عشایر لر را به دولر كوچك (الوار لرستان و ایلام) و لر بزرگ (الوار بختیاری و كهگیلویه و بویراحمد و ممسنی فارس) تقسیم کرده بودند. لك ها در واقع جنوبی ترین قبایل كرد به شمار می آمده اند كه امروزه با طوایف لر آمیخته و همسان شده اند.
ایل بختیاری كه در استان چهارمحال و بختیاری، خوزستان و استان های همجوار زندگی می كند یکی از بزرگ ترین ایلات كوچنده كشور ایران است.
منطقه ايل ممسني فارس نيز مأوای چهار طايفه لر شامل دشمن زياري، جاويد، رستم و بكش است. در استان كهگيلويه و بويراحمد، ايلات بويراحمد (عليا، سفلي، گرمسيري)، بهمئي، طيبي، دشمن زياري، چرام و بابوئي (باوي) سكونت دارند. منطقه كوهمره سرخی كه منطقهاي به وسعت بيش از 3000 كيلومتر مربع از جنوب شيراز و حدفاصل كازرون و فيروزآباد را در بر ميگيرد، در محدوده خود 20 ايل و طايفه كوهنشين را در بردارد كه بزرگترين قبيله آن ايل سرخي خوانده ميشود.
عشایر ترك قشقایی و خمسه فارس: استان فارس علاوه بر ایلات و طوایف لر كوچنشين مذكور، مأواي دو اتحاديه ايلي بزرگ و مشهور قشقايي و خمسه است. عشاير قشقایی كه با كوچ درازمدت خود خطه اصفهان را به خلیج فارس پیوند می دهند، از مشهور ترین ایلات كشور هستند. ایلات خمسه نیز كه شامل ایل عرب، باصری، بهارلو، اینانلو و نفر است یك مجموعه یا کنفدراسیون ایلی است كه عمدتا به دلایل سیاسی در زمان قاجاریه تشکیل و امروزه اکثر آنها یكجانشین شده اند.
در منتهی الیه جنوب غربی این حوزه، عشایر عرب استقرار دارند. عشایر عرب عمدتا در محدوده استان خوزستان قرار دارند و از طوایف معروف آنها می توان به بنی کعب و بنی طرف اشاره کرد.
بطور كلي مهمترين ايلات اين محدوده جغرافيايي را ايلات بختياري، قشقايي، باشت بابويي، جرقويه، بولي، دشمن زياري، بويراحمد، بهمئي، طيبي، ممسني، خمسه، فارسيمدان، كشكولي، عرب، دره شوري، باصري، چرام و ... تشكيل مي دهند.
ب: ایلات و عشایر حوزه شمال غرب
حوزه استقرار عشایر شمال غربی ایران شامل عشایر مستقر در سرزمین آذربایجان (استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان) و بخشی از گیلان است كه به دلیل كوهستانی بودن منطقه از تنوع آب و هوایی برخوردار است. جنگل های تنك، مرغزارهای سرسبز و مراتع پهناور و سرسبز از ویژگی های این ناحیه است كه سبب رونق زندگی عشایر در این منطقه شده است.
در آذربایجان، ایلات و طوایف متعددی مانند ایل شاهسون و ارسباران زندگی می كنند. ییلاق آن ها عمدتا در كوهپایه های سبلان و قوشه داغ در پیرامون شهرهای مشگین شهر، سراب و اهر واقع است و طوایف خلخال در كوه های طالش زندگی می كنند. قشلاق شاهسون ها و طوایف ارسباران در دشت مغان و گرمسیر طوایف خلخال، حاشیه رود قزل اوزن است.
ایلات کردزبان میلان و جلالی نیز در همین حوزه در منتهی الیه شمال غربی در حاشیه مرز استان آذربایجان غربی با کشور ترکیه زندگی می كنند. مهمترين ايلات اين قطب را عشاير شاهسون، جلالي، قره داغ (ايل ارسباران) ميلان، شكاك، زرزا، پيران، پنيانشين، سادات، قره پاپاق، مامش و سعدلو تشكيل مي دهند.
پ : ایلات و عشایر حوزه شمال شرق
حوزه شمال شرقی ایران به دلیل وسعت زیاد از اقلیم متنوعی برخوردار است. این سرزمین دارای جنگل در قسمت های شمال غربی خود و مراتع متوسط و ضعیف در سایر قسمت ها است. حوزه عشایری شمال شرق مشتمل بر عشایر مستقر در استان هاي خراسان رضوی و شمالی، سمنان و بخشي از مازندران و گلستان ميشود. از نظر مردم شناسی در این حوزه گروه های عشایری کرد مانند زعفرانلو و شادلو، عشایر ترک منطقه خراسان مانند بازمانده ایلات افشار و قاجار و تیموتاشی و ترکمن های یموت، آتابای، جعفربای، گوگلان، تکه و برخی عشایر محلی مانند سنگسری ها، طوایف احساني و اعرابي زندگي ميكنند.
ايلاتي نظير ایلات زعفرانلو و شادلو از عشایری هستند كه در زمان شاه عباس اول صفوی به خراسان كوچانده شدند. ایل افشار كه از دیرباز در خراسان ساكن بوده است، از ایلات ترك زبان است. ایلات كرد زعفرانلو در شمال و شمال شرقی خراسان رضوی پراكنده شده اند. ایلات ترك افشار از منتهی الیه شمالی خراسان، درگز و كوهپایه های كپه داغ تا الله اكبر تا هزار مسجد ایلات ترك افشار و قره قویونلو و ... كوچ می كنند.
در مناطق تربت جام، تایباد و خواف، ایلات تیموری، هزاره و طوایف بلوچ و سیستانی زندگی می كنند. در حركت به جنوب با ایل بهلولی مواجه میشویم كه ییلاق شان در ارتفاعات بیرجند و قائنات است.اما مهمترين ايلات حوزه شمال شرق عمدتا بصورت پراكنده و به حالت رمه گرداني و نيمه كوچندگي زندگی می کنند.
ت : ایلات و عشایر حوزه شرق و جنوب شرق
در حوزه شرق و جنوب شرق كشور كه بخشی ازمنطقه خراسان بزرگ و استان های سیستان و بلوچستان و كرمان و هرمزگان را در بر می گیرد، تقریباً دراکثر نواحی این حوزه، شرایط آب و هوایی خشک و صحرایی حاكم است. این حوزه با تنوع و تضاد اقلیمی شدید و در مجموع، منطقه ای كم آب و كم باران با آب و هوای گرم كویری و اختلاف درجه حرارت چشمگیر در شبانه روز است. عشایر بلوچ، افشار، بچاقچی، سلیمانی و جبال بارزی از مهم ترین ایل های مستقر درحوزه جنوب شرق ایران هستند.
مجموع شگفتی های طبیعی، حوزه یاد شده را به ۴ منطقه ییلاقی (دره های كوه تفتان و منطقه بردسیر و لاله زار و بارز با آب و هوای لطیف و معتدل (با اختلاف شدید درجه حرارت در روز و شب)، گرمسیری (با هوای خفقان آور و گرمای شدید در شبانه روز) و ساحلی (با هوای گرم و مرطوب) تقسیم كرده است. بیش ترین تراكم جمعیت عشایری این حوزه در امتداد كوهستان های مرتفع مركزی كرمان (شهرستان های كهنوج، بافت، سیرجان، جیرفت و بم) دیده می شوند.
شیوه زندگی خاص عشایر بلوچ، روابط خویشاوندی، پیوندهای اجتماعی، بهره گیری از منزلت های اقتصادی- اجتماعی درون طایفه ای، شناخت امتیازات بر اساس نظام سلسله مراتبی و سرداری ایلی به همراه آداب و رسوم ویژه این قومیت از جمله جاذبه های این ایل ساكن كرانه های جنوب شرقی ایران است. بلوچ ها در مبارزه با طبیعت و اقلیم سخت و در اثر محدودیت منابع و فقر طبیعت، خصوصیاتی ویژه یافته اند كه آنان را از عشایر مناطق دیگر متمایز می سازد.
مهمترين ايلات جنوب شرق كشور، افشار، جبال بارزي، بلوچ، آیين هاي، سليماني، قرايي، آسيابر، خواجويي، برخوري، پشتكوهي، جازي، جاويدان، رائيني، مابكي، شكاري، شنبو، غربا، كامراني، كمچي، كماچي سنجري، كوهشاهي، نرمي، ممني، مهيني، لك بختياري، بچاقچي، لری و ... هستند كه عمدتاً در استان هاي كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان استقرار دارند.
ث : ایلات و عشایر حوزه مركزی
حوزه مركزی ایران شامل استان های زنجان، همدان، سمنان، مركزی، یزد، تهران و بخشی از مازندران می شود كه ویژگی عمده آن ها، نزدیكی به پایتخت است. این ویژگی سبب شده كه كوچ نشینان این مناطق دارای خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی متمایزی نسبت به دیگر عشایر باشند. طوایف لر چگینی و غیاثوند، طایفه ترك شاهسون و شاهسون بغدادی و بقایایی از طایفه كلهر در استان زنجان سكونت دارند. بقایایی از طوایف مختلف مانند شاهسون، مغانی، جمشیدی، قشقایی، اینانلو، قراقوینلو، كله كوهی، میش مستی و ... نیز در استان مركزی در میان ساوه و استان زنجان زندگی می كنند.
در استان همدان نیز طوایف تركاشوند، ترک یارم طاقلو، جمهور، قراگوزلو و شاهسون زندگی می كنند. در دامنه های جنوبی البرز و در شمال استان سمنان و شمال و شمال غرب استان تهران، طوایف کوچنده و نیمه كوچ نشین با تنوع فراوان نژادی و قومی زندگی می كنند به طوری که برخی محققین، این را از نظر داشتن ایلات وعشایر با تنوع قومی زیاد به آلبومی از عشایر کل کشور تشبیه می کنند. در محدوده استانهاي تهران، قم و مركزي كه جمعيت نسبي و تعداد خانوارهاي آن در مقايسه با ساير نقاط عشايري كشور اندك است، عشایر سنگسري، هداوند، شاهسون بغدادي و مغانی، الیکایی، اصانلو، اینانلو، عرب های عامری و سرهنگی زندگي ميكنند.
جدول زير، توزيع ايلي و طايفهاي عشاير كشور در بخشهاي مختلف جغرافيايي را نشان ميدهد.
|
حوزه |
استان |
ايل |
|
غرب و جنوب كشور |
آذربايجان غربي |
جلالی، میلان خوي، ميلان ماكو، شكاك، مامش، زرزا، پنیانشن، قره پاپاق |
|
كردستان |
عشایر گوران، گلباغی، اورامانات، طوایف مریوان، طوایف سنندج، طواف بانه، طوایف سقز (عشاير كرد) |
|
|
كرمانشاه |
كرد جاف، كلهر، قلخانی، سنجابی، گوران و كرند، ثلاث باباجانی، زنگنه، زوله (عشاير كرد) |
|
|
ايلام |
ایل كرد (عشاير كرد)، ملکشاهی، ارکوازی، شوهان، خزل، روسگه و... |
|
|
لرستان، ايلام |
بیرانوند، حسنوند، پاپی، دریکوند، سگوند، ذلکی، ممیوند، |
|
|
چهارمحال و بختیاری |
ايل بختياري |
|
|
كهگیلویه و بویراحمد |
ايلات بويراحمد (عليا، سفلي، گرمسيري)، بهمئي، طيبي، دشمن زياري، چرام و بابوئي (باوي)، ممسني |
|
|
فارس |
- ایل قشقايي (عشاير ترك) – اتحادیه ایلی خمسه شامل عشایرعرب، باصری، بهارلو، اینانلو و نفر - ايل سرخي، ايل ممسني (عشاير لر و لك) |
|
|
شرق و جنوب شرق |
كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان |
افشار، جبال بارزي، بچاقچي، بلوچ، آئينهاي، سليماني، قرايي، آسيابر، خواجويي، برخوري، پشتكوهي، جازي، جاويدان، جبال بارزي، رائيني، مابكي، شكاري، شنبو، غربا، كامراني، كمچي، كماچي سنجري، كوهشاهي، نرمي، ممني، مهيني، لك بختياري، |
|
شمال غربي |
آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل و گيلان |
ایل شاهسون، طوایف ارسباران (قره داغ) و طوایف خلخال، ایل میلان و ایل جلالی، اشكاك، زرزا، پيران، پنيانشين، سادات، قره پاپاق، مامش |
|
شمال شرقي |
خراسان، سمنان، مازندران و گلستان |
سنگسريها و طوايف اليكايي، احساني و اعرابي، ایل افشار (ترك)، ایلات زعفرانلو (كرد) و شادلو و قاچورلو، ایلات تیموری، هزاره و طوایف بلوچ و سیستانی، تركمن ها |
|
مركزي |
زنجان |
طوایف لر چگینی و غیاثوند؛ طایفه ترك شاهسون بغدادی و بقایایی از طایفه كلهر |
|
همدان |
طوایف تركاشوند، یارم طاقلو، جیمر(جمهور) و شاهسون |
|
|
تهران، قم ،مركزي |
کله کوهی، کلهر، سنگسري، هداوند، شاهسون بغدادي و مغان |
از نظر تعداد جمعیت و ایلات دارای جمعیت بالای 2000 خانوار، تعداد ايلات مهم كشور 17 ايل است كه عبارتند از: بختياري، قشقايي، ايلسون (شاهسون)، مميوند، بويراحمد سفلي، خمسه، قرهداغ – ارسباران، بويراحمد عليا، بهمئي، ممسني، كرد، طيبي، جلالي، جبال بارزي، ذلكي، بلوچ و افشار.
جدول زير ايلات مهم كشور، پراكنش جغرافيايي و جمعيت آنها را نشان ميدهد.
ايلات بالای 2000 خانوار و توزیع جغرافیایی و جمعيت آن در کشور(سرشماری عشایر کوچنده سال 1387)
|
ايل |
استان |
جمعيت (نفر) |
|
بختياري |
چهار محال و بختياري، اصفهان و خوزستان |
187777 |
|
قشقايي |
فارس، بوشهر، بخشي از اصفهان و چهارمحال و بختياري |
112430 |
|
ايلسون (شاهسون) |
آذربايجان شرقي واردبیل و گيلان |
47248 |
|
مميوند |
لرستان و بخشي از خوزستان و همدان |
40087 |
|
بويراحمد سفلي |
كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان |
38668 |
|
خمسه |
فارس، بوشهر، بخشي از اصفهان و چهار محال و بختياري |
31715 |
|
قره داغ – ارسباران |
آذربايجان شرقي |
31350 |
|
بويراحمد عليا |
كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان |
20396 |
|
بهمئي |
كهكيلويه و بويراحمد، بخشي از فارس و خوزستان |
20286 |
|
ممسني |
فارس، بوشهر و بخشي از کهگیلویه وبویراحمد |
20112 |
|
كرد |
ايلام |
18478 |
|
طيبي |
گکهگیلویه وبویراحمد |
17438 |
|
جلالي |
آذربايجان غربي |
15796 |
|
جبال بارزي |
كرمان و هرمزگان |
13840 |
|
ذلكي |
لرستان، بخشي از خوزستان و همدان |
13263 |
|
بلوچ |
سيستان و بلوچستان و بخشي از خراسان |
12308 |
|
افشار |
كرمان و هرمزگان |
12121 |
نوشته:خطیبیان
روستاهای خاص و باحال ایران

همیشه سفر کردن به اطرافمون لذت بخشه. ولی خیلی خوبه که قبل از آغاز سفر مکان های دیدنی منطقه مورد نظرمون رو خوب رصد کنیم تا بتونیم یه سفر خیلی خوب و کامل داشته باشیم.
در متنی که تو ادامه مطلب می خونین( و البته عکسایی که می بینین) چند تا روستای هیجان انگیز معرفی شدن که میتونن برای سفر مناسب باشن.
از ونیز ایرانی گرفته تا یه روز حکومت زنان توی یه روستا رو در ادامه مطلب بخونید لدفا:)
فقط افریقا
-
پایتخت : پروتوریا
-
وسعت : حدود 1،2 میلیون کیلومتر مربع
-
جمیعت : حدود 50 میلیون نفر
-
زبان رسمی : آفریکانس، انگلیسی
-
پول رایج : راند
-
کد تلفن : 0027
-
شهرهای مهم : پروتوریا، کیپ تاون، ژوهانسبورگ
موقعیت و وسعت :
جمهوری آفریقای جنوبی کشوری در جنوب آفریقا و در سواحل دو اقیانوس اطلس و هند است. این کشور سه پایتخت متفاوت دارد. قوهٔ مجریه در پرتوریا، پارلمان در کیپ تاون و قوهٔ قضائیه در بلوم فونتین مستقر است. پر جمعیت ترین شهر آن نیز ژوهانسبورگ است. آفریقای جنوبی با کشور های نامیبیا، بوتسوانا، زیمباوه، موزامبیک، سوازیلند و لسوتو (کشوری که در سرزمین آفریقای جنوبی محصور شده است) هم مرز است.
زبان :
آفریقای جنوبی 11 زبان رسمی دارد. 9 زبان از زبان های آفریقایی خانوادهٔ بانتو و دو زبان اروپایی، یکی زبان آفریکانس که از هلندی ریشه گرفته و زبان اکثریت سفید پوستان و دو رگه های این کشور است و دیگری زبان انگلیسی که در تجارت و عرصهٔ عمومی استفاده زیادی دارد اما فقط پنجمین زبان پرگویشور در خانه هاست.
ادیان و مذاهب :
مردم کشور آفریقای جنوبی دارای ادیان مسیحیت، اسلام، هندوئیسم و یهودیت می باشند.
اقتصاد :
آفریقای جنوبی بزرگترین صادر کننده طلا (که معمولا حدود 40 درصد صادرات آفریقای جنوبی را تشکیل میدهد) در جهان است و دارای 40 درصد از کل ذخائر طلای جهان و 28 درصد از کل تولید طلا در جهان می باشد.
این کشور از تولید کنندگان عمده اورانیوم ، سنگ سرمه، پلاتین و زغال سنگ (که سه چهارم نیاز کشور به انرژی را تأمین میکند)، الماس ، آلومینیــوم و سیلیکات آلومینیوم، پنبه نسوز، کروم، مس، سنگ آهن، سرب، منگز، فسفات، سیلیکوم، نقره، تیتانیوم، روی و غیره می باشد. بخش صنعتی شامل صنایع شیمیایی، غذایی، نساجی، وسایل نقلیه موتوری و مهندسی برق است.
کشاورزی و دامداری نیز یک سوم صادرات آفریقای جنوبی راتشکیل می دهد و تولیدات آن شامل میوه، پشم و ذرت است. سطح زندگی در این کشور در قاره آفریقا بالاترین است ولی توزیع آن میان سفید پوستان و غیر سفید پوستان بسیار نا برابر است. انصراف بعضی از سرمایه گذاران خارجی تلاش به سوی خود کفایی را افزایش داده است.
وضیعت آب و هوایی :
آفریقای جنوبی آب و هوایی نیمه استوایی دارد که تنوع منطقه ای آن بسیار زیاد است، گرمترین مدت سال بین دسامبر و فوریه است. بالاترین میزان بارندگی در ساحل شرقی روی می دهد، ولی بیشتر این سرزمین خشک است.
جاذبه های گردشگری :
پارک تالابي سنت لوئیس، جزیره روبن، پارک اوکاهلامبا – دراکنزبرپ، بنای یادبود وورترکر، منطقه حفاظت شده طبیعی واندربروم، باغ های ملی جانور شناسی آفریقای جنوبی، خانه آنتون ون واو، باغ های ملی گیاه شناسی پرتوریا، دماغه امید نیک، پارک ملی کروگر، پارک بازی فیندا (اکو سیستم هفت گانه)، موزه آپارتاید، کوهستان صاف (زیباترین منظره کیپ تاون)، جزیره روبن (سمبل کشوری آزاد)، غارهای استوک فونتین (گاهواره بشر)، سان سیتی، پارک شیرها، کوه تابل، پل فیل، موزه آفریقایی کیپ تاون، مرکز سرگرمی، پارک آبی، وین فورت یارد، آکواریوم دریایی دو اقیانوس، ساختمان Panorama.

فهرست کشورهای قاره آفریقا و پایتختهایشان در زیر آورده شده است
فهرست الفبایی کشورهای آفریقایی در زیر آمده است:
- آنگولا
- آفریقای مرکزی
- آفریقای جنوبی
- اتیوپی
- اریتره
- الجزایر
- اوگاندا
- بوتسوانا
- بنین
- بورکینافاسو
- بوروندی
- تانزانیا
- تونس
- توگو
- جیبوتی
- چاد
- روآندا
- زامبیا
- جمهوری دموکراتیک کنگو
- زیمباوه
- ساحل عاج
- سائوتومه و پرنسیپ
- سنگال
- سوازیلند
- سودان
- سودان جنوبی
- سومالی
- سیرالئون
- صحرا
- غنا
- کامرون
- کنگو
- کنیا
- کومور
- گابون
- گامبیا
- گینه
- گینه استوایی
- گینه بیسائو
- لسوتو
- لیبی
- لیبریا
- ماداگاسکار
- مالاوی
- مالی
- مراکش
- مصر
- موریتانی
- موزامبیک
- نامیبیا
- نیجر
- نیجریه
- نوشته ای از شقایق مرادی
یه مطلب اضافی!!!!!!!!اشنایی با قاره ها!!!
قاره ها را بشناسیم
کتابی برای بالا بردن سطح علم و آگاهی شما نسبت به قاره های این کره ی خاکی
تولید شده در زمستان 1392
2
فهرست مندرجات
مقدمه
فصل اول: قاره ي آسيا............................................................... 6
.1 آسيا
.2 نام وپايتخت كشور هاي واقع در قاره ي آسيا
.3 ترين هاي آسيا
.4 نقشه ي جغرافيايی آسيا
.5 خاورميانه
.6 ايران
.7 نژاد ، زبان ودين مردم آسيا
.8 پرچم كشور هاي آسيا
فصل دوم: قاره ي آمريكا.............................................................. 19
.1 آمريكا
.2 كريستف كلمب
.3 آمريكاي شمالی
.4 آمريكاي مركزي وجنوبی
.5 نقشه ي سياسی آمريكا
.6 كشف قاره ي آمريكا
.7 نگاهی كامل بر كشور آمريكا
.8 پرچم هاي كشور هاي آمريكا
فصل سوم: قاره ي آفريقا............................................................. 17
.1 آفريقا
.2 كشور هاي مغرب
3
.3 كشور هاي ساحل
.4 كشور هاي درياي سرخ
.5 كشور هاي غرب آفريقا
.6 كشور هاي مركز آفريقا
.7 كشور هاي جنوب آفريقا
.8 كشور هاي جزاير اقيانوس هند
.9 بيابان صحراي بزرگ
.11 آفريقاي سبز
.11 جمعيت در آفريقا
.12 پربازديد ترين اثر باستانی
.13 پرچم كشور هاي آفريقا
فصل چهارم: قاره ي قطب جنوب.............................................. 24
.1 قطب جنوب
.2 جنوبی ترين قاره
.3 بقاي جانوري در قطب جنوب
.4 ايران و قطب جنوب
.5 آب وهوا در قطب جنوب
فصل پنجم: قاره ي اروپا.......................................................... 28
.1 اروپا
.2 نام و پايتخت كشورهاي اروپايی
.3 اتحاديه ي اروپا
.4 قاره ي اروپا
.5 بريتانياي كبير
.6 نقشه ي جغرافيايی اروپا
4
.7 نقشه ي اديان در اروپا
.8 پرچم كشور هاي اروپا
فصل ششم: قاره ي استراليا ................................................... 33
.1 ويژگی هاي طبيعی اين قاره
.2 موقعيت و ناهمواري ها
.3 نقشه ي جغرافيايی قاره ي استراليا
.4 آب و هوا و پوشش گياهی و زندگی جانوري
.5 صنعت در اين قاره
.6 كانگروي استراليايی
.7 چرا كانگرو بيشتر در استراليا است؟!
.8 پرچم جزاير و دولت هاي استراليا
منابع و مأخذ ............................................................. 39
5
مقدمه:
به نام خداوند بي همتا
كره ي زمين همانند يك توپ است. سياره ي زمين بسيار وسيع وگستر ده است اما فقط براي
ما انسان هاي بی اطلاع از فضاي بيرون زمين ولی براي كسانی كه ستارگان وسيارگان را رصد
می كنند و يا به خارج از جو زمين رفته اند ، زمين همانند نقطه اي كوچك است ولا غير.
ما در اين مجموعه قصد داريم قاره هاي جهان را به مردم معرفی كنيم واين كار بسيار دشواري
است.
وسعت اين كره ي خاكی 511 ميليون كيلومتر مربع است كه حدود 29 درصد آن را خشكی
وباقی راآب تشكيل می دهد ودر هر كدام از اين زيستگاه ها حيات وخلقت گوناگون
ومتفاوتی است كه بررسی كامل آن در يك يا دو جلد كتاب خلاصه نمی شود، بلكه در
صد ها جلد ويا بيشتر خلاصه می شود. ولی ما قصد انجام همچين كار دشواري را نداريم بلكه
می خواهيم قاره هايی كه در خشكی ها بوجود آمده اند را به شما معرفی كنيم.
هر قاره داراي وسعتی متفاوت است وامكان دارد كه يك قاره بزرگتر ويك قاره كوچكتر از
باقی باشد كه ما آنها را بطور خلاصه وكامل براي شما شرح می دهيم:
قاره ي آسيا )بزرگترين قاره ي جهان( : 29 درصد از تمام خشكی هارا فرا گرفته است.
قاره ي آمريكا: 28 درصد از تمام خشكی هارا فرا گرفته است.
قاره ي آفريقا: 21 درصد از تمام خشكی هارا فرا گرفته است.
قاره ي قطب جنوب : 11 درصد از تمام خشكی هارا فرا گرفته است.
قاره ي اروپا : 7 درصد از تمام خشكی هارا فرا گرفته است.
قاره ي استراليا و اقيانوسيه ) كوچكترين قاره ي جهان( : 6 درصد از تمام خشكی هارا فرا
گرفته است.
6
قابل ذكر است كه يك سوم مساحت تمام قاره هاي جهان را بيابان تشكيل داده است.
هر قاره كه بزرگتر و وسيع تر باشد، مطمئناً گونه هاي جانوري فراوان تري را دارا می باشد و
اين يك وي ژگی بسيار عالی وحيات بخش است. همچنين پيشرفت نيزدر آن قاره بيشتر به
چشم می خورد و معادن بيشتري را هم دارا می باشد.
قاره هايی را كه جديداً كشف شده اند را اساساً )برّ جديد ( می گويند.
برخی از پرچم هاي بين المللی عبارتند از:
پرچم اتحادیه اروپا پرچم کشورهای مستقل همسود پرچم سازمان کنفرانس اسلامی
پرچم سازمان کشورهای صادرکننده نفت )اوپک( پرچم شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس
ب7
فصل اول
قاره ي آسيا
8
آسيا
- مجموع وسعت اين قاره برابر با 111 / 618 / 43 كيلومتر مربع است.
- مجموع جمعيت اين قاره برابر با 81 / 3 ميليارد نفر می باشد.
- بزرگترين كشور آن فدراسيون روسيه نام دارد.
- كوچكترين كشور آسيا بحرين نام دارد.
- بيابان اصلی آن ، بيابان گپی در مغولستان است.
نام وپايتخت كشور هاي واقع در قاره ي آسيا
نام كشور
نام پايتخت
نام كشور
نام پايتخت
افغانستان
كابل
عربستان سعودي
رياض
ارمنستان
ايروان
آذربايجان
باكو
بحرين
منامه
بنگلادش
داكا
بوتان
تيمبو
برمه
رانگون
برونئی
بندر سري بگاوان
كامبوج
پنوم پن
چين
پكن
قبرس
نيكوزيا
امارات متحده ي عربی
ابو ظبی
گرجستان
تی بی لی سی
هند
دهلی نو
اندونزي
جاكارتا
عراق
بغداد
جمهوري اسلامی ايران
تهران
فلسطين
اورشليم
ژاپن
توكيو
اردن
عمان
قزاقستان
آستانا
قرقيزستان
بيشكك
كويت
كويت
لائوس
وين تيان
لبنان
بيروت
9
مالزي
كوالالامپور
مالديو
ماله
مغولستان
اولان باتور
نپال
كاتماندو
عمان
مسقط
ازبكستان
تاشكند
پاكستان
اسلام آباد
فيليپين
مانيل
قطر
دوحه
روسيه
مسكو
سنگاپور
سنگاپور
سريلانكا
كلمبو
سوريه
دمشق
تاجيكستان
دوشنبه
تايوان
تايپه
تايلند
بانكوك
تيمور شرقی
ديلی
تركمنستان
عشق آباد
تركيه
آنكارا
ويتنام
هانوي
يمن
صنعا
بزرگترين شهرهاي جهان در قاره ي آسيا قرار دارند كه عبارتند از: توكيو، بمبئی، مامبی و...
همچنين پرجمعيت ترين كشور هاي جهان مانند چين وهند در قاره ي آسيا قرار گرفته اند.
براي مثال جمعيت كشور چين يكی از پر جمعيت ترين كشور هاي جهان بيش از يك ميليارد
نفر است.
قاره ي آسيا به مناطق بزرگ جغرافيايی تقسيم می شود كه می توان آن هارا به 5 منطقه تقسيم
كرد:
.1 خاور نزديك
.2 آسياي مركزي
.3 خاور دور
.4 شبه جزيره ي هند
.5 آسيا ي جنوب شرقی
10
ترين هاي آسيا
- فقير ترين كشور هاي آسيا ، نپال وبنگلادش هستند.
- ثروتمند ترين كشور آسيا، ژاپن است.
- دراز ترين تونل آسيا، تونل سيكال است كه دو جزيره ي بزرگ ژاپن را به هم متصل
می كند.
- بزرگترين درياچه ي آسيا، درياچه ي درياي خزر است.
- بزرگترين شهر آسيا ، توكيو نام دارد.
- دراز ترين رودخانه ي آسيا، رودخانه ي يانگ تسه كيانگ در كشور چين است.
- جزيره ي برنئو بزرگ ترين جزيره ي آسيا است.
- طولانی ترين رود آسيا ، يانگ تسه كيانگ در چين است.
- مرتفع ترين نقطه ي آسيا، قله ي اورست است.
نقشه ي جغرافيايی آسيا
11
خاورميانه
- اصلی ترين ثروت كشور هاي خاور ميانه ، نفت است كه عربستان سعودي ، اولين
توليد كننده ي نفت در جهان می باشد.
- بيابان هاي شنی ، بخش زيادي از مساحت خاور ميانه را پوشانده است.
- كشور هاي خاور ميانه بين قاره هاي اروپا، آسيا و آفريقا قرار دارند.
- به مجموعه كشور هاي جنوب غرب آسيا ومصر در آفريقا ، خاور ميانه می گويند.
ايران
ايران كشوري در جنوب غرب آسيا ، واقع در خاور ميانه است.
دين رسمی اين كشور اسلام است واكثر مردم اين كشور شيعه هستند.
مردم ايران به زبان فارسی صحبت می كنند و سفيد پوست هستند.
ايران 7 همسايه به نام هاي ارمنستان، تركمنستان، آذربايجان، افغانستان، تركيه، پاكستان وعراق
دارد.
نام ايران از كلمه ي آريا وآريانا گرفته شده است.
مرتفع ترين قله در ايران دماوند نام دارد كه ارتفاع آن به 5671 متر می رسد كه 3177 متر از
قله ي اورست كو تاه تر است.
بزرگترين جزيره ي ايران ، جزيره ي قشم نام دارد
كه 1491 كيلومتر مربع وسعت دارد.
)می توانيد جزاير ديگر ايران رادر جدول زير
مشاهده فرماييد.(
نام جزيره
وسعت به كيلومتر مربع
نام جزيره
وسعت به كيلومتر مربع
كيش
89 كيلومتر مربع
لاوان
76 كيلومتر مربع
12
لارك
48 كيلومتر مربع
هرمز
42 كيلومتر مربع
هنگام
33 كيلومتر مربع
فاروبزرگ
26 كيلومتر مربع
هندورابی
21 كيلومتر مربع
خارك
5 / 21 كيلومتر مربع
مينو
5 / 17 كيلومتر مربع
سري
17 كيلومتر مربع
نژاد، زبان ودين مردم آسيا
اكثريت مردم آسيا نژاد زرد پوست هستند. مردم آسيابه صد ها زبان همانند چينی، هندي،
اردو، فارسی ، عربی، پشتو و...صحبت می كنند.
چينی ها، ژاپنی ها ، مغول ها، كره اي ها، ويتنامی ها و... زرد پوست هستند ولی روس ها،
ايرانی ها، اعراب، ارمنی ها و... سفيد پوست هستند.
آسيا مهد اديان بزرگ جهان همانند دين اسلام )در آسيا ي غربی( ، آيين برهمايی )در هند( و
آيين بودايی )در شرق دور يا آسياي شرقی( است.
پرچم كشور هاي آسيا
آسياي مركزي:
پرچم کشور نام کشور
قزاقستان
تاجيكستان
ازبكستان
13
تركمنستان
قرقيزستان
آسياي شرقی:
پرچم کشور نام کشور
جمهوري خلق چين
جمهوري چين
)تايوان(
هنگ كنگ
)چين(
ژاپن
كره شمالی
14
كره جنوبی
ماكاثو
)چين(
مغولستان
آسياي جنوب شرقی:
پرچم کشور نام کشور
برونئی
كامبوج
اندونزي
لائوس
15
مالزي
ميانمار
فيليپين
تايلند
ويتنام
تيمور شرقی
سنگاپور
16
آسياي جنوبی:
پرچم کشور نام کشور
افغانستان
بنگلادش
بوتان
هند
مالديو
نپال
پاكستان
17
سري لانكا
آسياي جنوب غربی:
پرچم کشور نام کشور
آذربايجان
جمهوري اسلامی ايران
ارمنستان
اردن
بهرين
قبرس
گرجستان
18
عراق
كويت
لبنان
فلسطين
قطر
عربستان سعودي
سوريه
تركيه
يمن
19
امارات متحده ي عربی
عمان
آسياي شمالی:
پرچم کشور نام کشور
روسيه
20
کشور های قاره افریقا با نام پایتخت
|
کشور |
پایتخت |
نویسنده:شقایق مرادی
کشور های قاره امریکا با نام پایتخت
مطالبي در مورد عشاير
جنگلهای زاگرس و عوامل تخریب آن به همراه راهکارهای مقابله با آنها
مقدمه
تغییرات اساسی مشاهده شده در ساختار های عمودی و افقی جنگل های گستره زاگرس از قبیل کاهش، اختلال و تهدید تنوع زیستی اعم از گیاهی و جانوری این زیست بوم ارزشمند کشور، گواه این حقیقت تلخ است که؛ افزایش جمعیت و اقتصاد معیشتی وابسته جوامع محلی به جنگل ها و بی توجه ای به ظرفیت تولید محدود این منابع، در کنار عدم توسعه یافتگی متناسب با توانمندی های اکولوژیکی منطقه زاگرس، سرنوشتی ناخوشایند و دهشتناکی را برای این اندوخته آبی ارزشمند ایرانیان رقم زده است.
این ناحیه با مساحتی حدود ۱/۶ میلیون هکتار از کیلومتر ۲۵ پیرانشهر به سردشت در استان آذربایجان غربی شروع و به شهرستان فیروزآباد فارس ختم می شود. جنگل های این ناحیه در استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان، کهکیلویه و بویر احمد و قسمتی از استان فارس پراکنده هستند. البته علاوه بر استان های فوق هنوز بقایای گونه ی اصلی زاگرس یعنی بلوط در استان های همدان و مرکزی رویش دارد که دلیل قابل مشاهده ای بر گستره ی وسیع تر جنگل های زاگرس ازگذشته تا به امروز است.
ناحیه زاگرس به جنگلهای بلوط غرب کشور گفته میشود. درخت اصلی در این جنگلها بلوط است. آب و هوای زاگرس به سبب قرار داشتن در کنار آب و هوایهای مختلف همانند ایران-تورانی و صحرا-سندی، گرمسیری و همچنین تأثیر پذیری از سیکلونهای آناتولی و دریای سیاه بسیار گوناگون است.
درختان اصلی بلوط در این جنگلها عبارتاند از:
Q. persica،Q.infectoria، Q.libani، Q.magnosqumata
جنگلهای زاگرس به عنوان وسیعترین ناحیه رویشی ایران و با 5 میلیون هکتار مساحت، حدود 40 درصد کل جنگلهای ایران را به خود داده است. این ناحیه رویشی که تحت عنوان جنگلهای خشک و نیمه خشک طبقه بندی می شوند. جنگلهای زاگرس یکی از مهمترین منابع تولید آب کشور به حساب می آیند. به طوریکه بر اساس منابع موجود سالانه 154 میلیارد متر مکعب آب در این منطقه رویشی تولید می شود. وجود رودخانه های پرآبی که از این جنگلها سرچشمه می گیرند، سبب شده که این منطقه تمرکز جمعیتی بالایی نیز داشته باشد. به طوریکه در این محدوده رویشی حدود1 میلیون نفر به طور مستقیم با جنگل در ارتباط هستند. علاوه بر این جلوگیری از فرسایش خاک، حفظ حیات وحش منطقه، افزایش تنوع زیستی و پایداری منطقه، تلطیف آب و هوا، حذف آلودگیهای زیست محیطی، ترسیب کربن،حفظ رطوبت خاک، تعلیف دام، محصولات فرعی، گیاهان دارویی، چوب سوخت و ساختمان و هزاران فایده دیگری که بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم عاید انسانها می شود، به واسطه وجود این جنگلهاست(7).
متاسفانه با وجود فواید بیشماری که این جنگلهای ارزشمند برای مردمان زاگرسنشین و سایر مناطق کشور به ارمغان داشته اند، امروزه شاهد تخریب کمی و کیفی جنگلهای این ناحیه رویشی هستیم. شاید بتوان گفت که مهمترین دلیل تخریب جنگلهای این منطقه در سالهای اخیر تامین چوب سوخت و چرای دام بوده است. به طوریکه در منطقه زاگرس در یک دوره چرای سه ماهه، دام موجود چهار برابر ظرفیت چرای منطقه است که این خود سبب افزایش تخریب و حذف گونه های ارزشمند و خوش خوراک می شود. از طرفی فشار ناشی از کمبود علوفه سبب هجوم دامها به داخل جنگل و در نهایت قطع سرشاخه ها برای تامین علوفه مورد نیاز آنها بوده است. آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی نیز در این جنگلها متاسفانه همواره قربانیهای زیادی را به همراه دارند. به طوریکه که هرساله با از بین بردن گونه های گیاهی و جانوری منطقه، سیر قهقرای آنرا تشدید می کنند. از طرفی دیگر زارعتهای دیم در زیر اشکوب جنگلهای منطقه علاوه بر کاهش سطح سالیانه جنگلها، کیفیت درختان منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث ضعف فیزیولوژیک درختان و حمله آفات و امراض گردیده است. توسعه زیرساختها از قبیل جاده سازی، گازرسانی، خطوط برق و تلفن همواره تخریب هایی را به همراه داشته است. از طرف دیگر تغییر اقلیم و پدیده گرم شدن کره زمین و پدید آمدن ریزگردها نیز در سالهای اخیر به این مشکلات افزوده است.در این مقاله سعی شده به تفکیک به بررسی برخی از مهمترین عوامل تخریب این جنگلها پرداخته شود و موانع و مشکلات موجود در جهت حفاظت و احیاء این جنگلها مورد بحث و بررسی قرار دهد و در نهایت راهکارهایی جهت حفاظت از این جنگلها ارائه شود.
مهمترین عوامل تخریب جنگلهای زاگرس
تـامیـن سوخـت هیزمی و مـصارف روستـایی
همواره در سیاهه عمـده ترین عوامل تخریب جنگل های زاگرس قرار داشته است. هرچند در سال های اخیر توسعه زیرساخت های تغییر الگوی سوخت و جایگزینی سوخت های فسیلی، روند استفاده از سوخت های هیزمی در آبادی های داخل و حاشیه جنگل را کاهش داده است اما کماکان در مناطق دور افتاده و فاقد جاده های دسترسی و جایگاه های سوخت فسیلی، جنگل ها منبع اصلی تامین سوخت و مصارف روستایی به حساب می آیند. البته فراموش نکنیم که ساختارهای اجتماعی و گرایش های فرهنگی جوامع محلی برای تمایل به استفاده از سوخت های هیزمی و همچنین حذف یارانه حامل های انرژی و پایین بودن درآمد سرانه خانوارهای روستایی، سبب گردیده است تا همواره جنگل ها بخشی از منابع سوختی مورد نیاز و مصارف روستایی به حساب آیند. ماجرای نگران کننده ای که با توجه به فقر پوشش تاجی توده های جنگلی، در هر سطحی که باشد برای جنگل های زاگرس تهدیدی تخریب گر خواهد بود.
سالانه درختان زیادی برای تامین چوب سوخت توسط جنگل نشینان، قطع و سرشاخه زنی می شود. در این میان درختان بلوط به جهت بالا بودن کیفیت ذغال آن، بیشتر از سایر گونه ها قربانی می شوند. این امر در گذشته از شدت بسیار بالایی برخوردار بود، به طوریکه این امر سبب شد که اکثر این جنگلها به جنگلهای شاخه زاد تبدیل شوند. 39 درصد درختان به صورت شاخه زاد و دانه و شاخه زاد می باشند. بعد از آن برای مدتی، به دلیل در اختیار گذاشتن سوخت ارزان و اشاعه فرهنگ منابع طبیعی، تخریب جنگلها از طریق چوب سوخت محدود شد. اما به نظر می رسدکه امروزه به جهت عدم توانایی مردم روستایی در تهیه سوخت، این مشکل مجددا شعله ور شده و روستاییان مجددا به چوب درختان جهت گرم کردن منازل، پخت نان، طبخ غذا و غیره رو آورده اند. در این زمینه بایستی تهمیداتی جهت تهیه سوخت ارزان توسط مسئولان دیده شود. در غیر اینصورت باز هم بایستی شاهد تخریب زاگرس و بیابانی شدن آن در آینده باشیم.امروزه یک تصور غلط که در بین مردمان عادی و حتی در بین کارشناسان وجود دارد این است که خارج کردن چوب های خشک یا خشکه دارها از جنگل جهت چوب سوخت خسارت زیادی به جنگل وارد نمی آورد. ولی واقعیت اینست که ارزش یک خشکه دار در یک اکوسیستم بویژه در اکوسیستمهای جنگلی زاگرس به جهت پایین بودن حاصلخیزی خاک و کم بودن پوشش درختی زنده، کمتر از درختان سراپا نیست و خارج کردن این بخش و عدم برگشت آن به چرخه اکوسیستم سبب تخریب بیش از پیش آنها شده است(3).
چرای پرشمار دام
جنگلهای این ناحیه رویشی در تامین و تولید پروتیئن کشور نقش اساسی را بازی می کنند. به عبارتی زاگرس با حدود 5 میلیون هکتار جنگل و حدود 10 تا 40 میلیون هکتار مرتع،یکی از مهمترین قطبهای دامپروی کشور است. اما باید توجه داشت که این تولید در ازای تخریب و از بین رفتن بسیاری از گونه های ارزشمند گیاهی منطقه است. به نظر می رسد در این جنگلها تعادل مناسبی بین تعداد دامها و ظرفیت مرتع وجود ندارد. به طوری که که بر اساس منابع موجودظرفیت فعلی جنگلها و مراتع کمتر از یک سوم تعداد واحد دامی است.از طرفی برنامه های مناسبی برای چرای دام در این مناطق وجود ندارد.
در تمامی عرصه های جنگلی به عنوان یکی از مهمترین عوامل تخریب مورد تأیید و تأکید تمامی کارشناسان و متخصصین حوزه منابع طبیعی است. دام های عشایری زودتر از آغاز فصل چرا که حدودا" اوایل خرداد است، وارد عرصه های جنگلی شده و دیرتر از پایان فصل چرا که اواخر شهریور است، خارج می شوند و دام های روستایی که در تمام طول سال در عرصه های جنگلی حضور داشته و تنها در فصل زمستان در مدت کوتاهی وجود برف ممکن است مانع از حضور آنها شود.
فراموش نکنیم که ظرفیت تولیدی پوشش گیاهی علفی کف جنگل محدود بوده، در حالیکه اضافه بر تعلیف طولانی مدت و عدم رعایت
فصل چرا، تعداد دام چرا کننده در این جنگل ها بسیار پرشمار و چندین برابر ظرفیت تولید علوفه کف جنگل بوده و این علوفه تولیدی درصد ناچیزی از نیاز غذایی دام های موجود در جنگل را تولید کرده و بخش اعظمی از آن توسط نهال ها، درختان و درختچه ها تامین می شود. ترکیب دام نیز که عموما"در روستاها از نوع بز است روند اثرگذاری این عامل تخریبی را تشدید می کند.
تعلیف نهال ها، قطع درختان به صورت سرشاخه بری و یا کمربری، تعلیف لاشبرگ کف جنگل، کاهش بارخیزی خاک و اختلال در چرخه طبیعی حیات گیاهی، تعلیف میوه درختان و جمع آوری میوه برای تغذیه زمستانی دام که تهدید حیات جانوری جنگل را نیز به دنبال ذارد، ایجاد کوبیدگی و فشردگی خاک، افزایش میزان هرز آب ها، فقدان تجدید حیات جنسی و اختلال در تجدید حیات غیرجنسی از پی آمدهای چرای بی رویه دام در جنگل های زاگرس است.
معیشت سنتی و وابسته جوامع محلی جنگل نشین باعث شده است تا زیراشکوب بخش وسیعی از عرصه جنگلی زاگرسی در شیب های مختلف تحت زراعت دیم قرار گیرند. زراعت دیم در زیراشکوب توده های جنگلی و تغییر کاربری نامناسب در عرصه های جنگلی زاگرس تهدیدی جدی برای این زیست بوم ارزشمند بوده که متأسفانه افزایش جمعیت، عدم توسعه یافتگی متناسب با طبیعت منطقه، درآمد ناکافی واحدهای اقتصادی موجود و نیازهای اشتغال زایی در منطقه، هر روز بر وسعت این تهدید ویرانگر افزوده و اضافه بر جنگل زدایی تدریجی، روند فرسایش خاک در منطقه را تشدید خواهد کرد.
چنانچه این روند ادامه پیدا کند، روز به روز بایستی شاهد از بین رفتن گونه های گیاهی بومی و خوش خوراک و جایگزینی آنها توسط گونه های غیر بومی با ارزش اکولوژیکی کمتر باشیم. در اینصورت و با حضور گونه های غیر بومی، بایستی شاهد تخریب بیش از پیش این مناطق و از بین رفتن بسیاری از گونه های جانوری به جهت تخریب رویشگاههای آنها باشیم.پیشنهاد میگردد که قرق در جنگلهای زاگرس به جد پیگیری شود و دامداری را در این مناطق هر چه سریعتر از حالت سنتی و وابسته به جنگل خارج کرد. یا اینکه در صورت استفاده از دامداری سنتی، با محدود کردن تعداد آنها، برنامه های منظمی برای چرا در مناطق مختلف ارائه داد. البته میتوان با بررسی مناطق مختلف زاگرس و شناخت قابلیتها موجود در آن، دامداران را به سمت مشاغل دیگر )مانند زنبورداری، پرورش گیاهان دارویی، بهره برداری اصولی از محصولات فرعی و غیره( تشویق کرد،تا از این طریق بار سنگینی از دوش جنگلها برداشته شود(1).
آتش سوزیها
یکی از عوامل مهم دیگری که آیندۀ جنگلهای زاگرس را مورد تهدید قرار داده است، آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی در عرصۀ این جنگلهاست. آتش سوزی، سبب مرگ بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری و از بین بردن خشکه دارها، لاشبرگها و مواد آلی خاک شده و سبب تخریب چرخه های عناصر موجود در یک اکوسیستم می شود که در نهایت مرگ اکوسیستم جنگلی را به همراه دارد. کارشناسان مهمترین دلیل افزایش آتش سوزیها در سالهای اخیر را بارندگیهای مناسب در فصل مرطوب و از طرفی جلوگیری از چرای دام در عرصه این جنگلها می دانند. به طوریکه با افزایش بارندگی، پوشش علفی کف جنگل توسعه پیدا کرده و عدم تعلیف آن توسط دام، ماده اولیه مورد نیاز آتش را فراهم میکند. به نظر می رسد آوردن چنین دلایلی توسط کارشناسان منابع طبیعی، شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود یعنی حفاظت و حراست به موقع است. به نظر بنده و درست برعکس نظر چنین کارشناسانی، بارندگیهای مناسب و توسعه پوشش علفی در سالهای اخیر، شروع مرحله جدیدی از توالی است و در صورتی که انسان در آن دخالت نکند، با بهبود وضعیت خاک و افزایش رطوبت، استقرار بذر گونه های درختی و درختچه ای امکان پذیر خواهد شد و در سالهای آینده پوشش مناسبی از گونه های درختی و
درختچه ای بوجود خواهد آمد. لازمه این کار، حراست و نگهبانی به موقع از عرصه این جنگلها و استقرار اکیپ های دیدبانی در مناطق حساس و با پوشش علفی مناسب است(2).
توسعۀ زیر ساختها
توسعۀ زیر ساختها از جمله جاده سازی، خطوط انتقال برق، تلفن، گاز و غیره از جمله مواردی که سبب تخریب رویشگاه های جنگلی و به هم خوردن اکوسیستم آن اکثر نقاط دنیا می شود. از آنجایی که برخی از این موارد برای زندگی بشری اجتناب ناپذیرند، توصیه می شود در زمان احداث و توسعه چنین مواردی نهایت دقت و برنامهریزی کارشناسانه درخصوص محل استقرار آنها انجام شود تا کمترین میزان تخریب به طبیعت وارد آید. علاوه بر این پیشنهاد می گردد در برخی موارد که امکان تغییر شیوۀ خدمات رسانی وجود دارد )مانند تلفن که به صورت بیسیم نیز ارائه می شود(، این کار انجام شود.
پدیدۀ گرد و غبار
ریزگردها با اختلال در عمل فتوسنتز و چرخه طبیعی گیاه آنرا از کار انداخته و کاهش بارندگی و افزایش دما نیز باعث می شود درخت روز به روز ضعیف تر شده و به سادگی در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد.
تغییرات شدید اقلیمی، افزایش نیم درجه ای دمای منطقه، خشکسالی و کاهش بارشهای سالانه، افت سفره های زیر زمینی و دیگر عوامل محیطی در مناطق غربی زاگرس موجب برخاستن خاک و ایجاد پدیده گرد و غبار و در نهایت آغاز مرگ اکوسیستم جنگلی زاگرس شده است.
در سالهای اخیر، خشکسالی ها و پدیده گرد و غبار، به عنوان یکی از دیگر از عوامل تخریب جنگلهای زاگرس مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . به طوریکه که امروزه شاید مهمترین دلیل تخریب و از بین رفتن درختان، به ویژه در استان ایلام و استانهای مجاور، پدیده خشکیدگی درختان بلوط است. خشکیدگی درختان، پدیدهای طبیعی است که مهمترین دلیل آن خشک سالی های سالهای اخیر و گرد و غبار موجود است که به صورت مستقیم یا به صورت غیر مستقیم و با ایجاد ضعف فیزیولوژیک در درختان و حمله آفات و امراض، سبب مرگ آنها شده است. به نظر می رسد جلوگیری از این پدیده توسط مردم و مسئولان کار بسیار سخت و امکان ناپذیری است. اما با این حال، حداقل کاری که می توان انجام داد اینست که سایر فشارهایی که تحت کنترل ما می باشند، از روی جنگل برداشت )مانند چرای دام، چوب سوخت، برداشت محصولات فرعی مانند سقز، زراعت دیم و غیره). شاید آسانترین راهکار برای مقابله با این پدیده، حذف فشارهای انسانی از جنگل و کمک به تجدید حیات مجدد آن می باشد(3).
راهکارهای مقابله با تخریب در جنگلهای زاگرس
قرق
در بسیاری از مناطق، به ویژه در مجاور روستاها و شهرها و ارتفاعات پایین به جهت ترددهای بسیار زیاد دام و انسان، پوشش گیاهی به کلی از بین رفته و خاک در معرض کوبیدگی وفرسایش شدید قرار دارد. در بعضی از مناطق، حتی گونه های علفی نیز فرصت استقرار را نداشته و در صورت استقرار در فصل بهار، به جهت چرای زودهنگام به مرحله بذردهی نمی رسند. ادامه چنین روندی مطئمنا ضمن انهدام کلی پوشش های گیاهی این مناطق، پوشش ارتفاعات بالا و مناطق دوردست را نیز تحت تاثیر قرار می دهند، که این خود نشانه هایی از یک زنگ خطر جدی برای زاگرس است. به نظر مسئله قرق جنگلهای زاگرس، بایستی به شدت به ویژه برای مناطقی که حساسیت بیشتری از نظر تخریب دارند، پیگیری و اجرا شود. همچنین در صورت امکان بهصورت مصنوعی بذر گونه های علفی و بوته ای را بایستی وارد عرصه های جنگلی کرد(4).
استقرار برجهای دیدبانی در مناطق حساس به آتش سوزی
آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی از مواردی است که همیشه هزینه های زیادی هم از جهت خاموش کردن آن و هم از جهت استقرار مجدد پوشش گیاهی به همراه داشته است. علاوه بر این به صورت غیر مستقیم نیز با آلوده کردن هوا، خاک و آبها ضررهای زیادی برای جوامع بشری به همراه دارند. بسیاری از این فجایع بزرگ به خاطر حضور دیرهنگام ماموران در محل حادثه است. به عبارتی چنانچه قبل از گسترش آتش سوزی در سطوح وسیع، بتوان در محل حاضر شد، می توان از ایجاد آتش سوزیهای وسیع جلوگیری کرد. لازمه اینکار استقرار برجهای دیدبانی به ویژه در مناطق مستعد آتشسوزی و یا گشت مناسب و مداوم در فصولی که پوشش خشک است، می باشد. بدون شک هزینه احداث چنین ایستگاههایی بسیار کمتر از مجموع هزینه های خاموش کردن آتش میباشد. قابل ذکر است که وجود این ایستگاههادر داخل جنگل از قطع و سرشاخه زنی درختان توسط دامداران و یا از چرای بی رویه توسط آنها نیز جلوگیری می کند.
تغییر شیوه معیشت جنگل نشینان
مردمان این سرزمین به خاطر درآمد پایین و عدم تامین هزینه های زندگی مجبورند با روشهای مختلفی از جمله تبدیل جنگلها و مراتع به زمین های کشاورزی، زراعت دیم در زیر اشکوب درختان، قطع درختان جهت ذغال گیری، قطع درخت جهت گرم کردن منازل، دامداری
سنتی و غیره باعث تخریب اکوسیستمهای طبیعی زاگرس می شوند. در صورتی که اگر این روستانشینان شغل مناسب و در آمد کافی داشته باشند، میزان وابستگی آنها به جنگلها بسیار کاهش خواهد یافت. علاوه بر این با توجه به اینکه مردمان این منطقه سرمایه اولیه جهت ایجاد مشاغل جدید ندارند، لذا پیشنهاد می گردد مشاغلی که تخریب کمتری برای طبیعت به همراه دارند مانند پرورش زنبور عسل، پرورش گیاهان دارویی مورد حمایت ویژه دولت قرار گیرند تا ضمن ایجاد اشتغال برای روستانشینان، میزان تخریب این رویشگاهها نیز کاهش یابد. در بسیاری از موارد نیز لازم است جهت جلوگیری از قطع درختان بلوط جهت گرم کردن منازل، پخت نان، طبخ غذا و غیره سوخت ارزان در اختیار جنگل نشینان قرار گیرد.
توسعۀ کشت گیاهان دارویی
زاگرس موزه ای از گیاهان دارویی و صنعتی بوده و رویشگاه بسیاری از گونه های درختی، درختچه ای، بوته ای و علفی است که می توان از آنها فرآورده های دارویی و صنعتی بهدست آورد. بنابراین در این زمینه می توان با برنامه ریزی مناسب برای احیاء، توسعه و فرآوری این محصولات، گامی اساسی و پایدار هم در جهت حفاظت از گونه و هم جلوگیری از تخریب آنها با ایجاد اشتغال برای مردمان محلی به وجود آورد. لازمه اینکار در مرحله اول برنامه ریزی های اصولی در جهت توسعه این گونه هاست تا توجیه اقتصادی برای سرمایه گذار داشته باشد. علاوه بر این بایستی کاری کرد که ریسک سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی کاهش یافته و سرمایه گذار با حمایت بخش دولتی، امکان فعالیت مطلوب در این بخش را بدست آورد(6).
مشارکت مردمی
مشارکت در منابع طبیعی فرآیندی داوطلبانه و همه جانبه است که همدلی و همبستگی کامل بین عناصر ذینفع را مورد توجه قرار داده و هدف آن حفظ، احیاء، توسعه و بهره بردای بهینه از منابع طبیعی تجدید شونده با کمک و همکاری مردم می باشد. به عبارتی مشارکت در منابع طبیعی به معنای فعالیتهای داوطلبانه در جهت حفظ منافع مردم و اهداف سازمان جنگلها و مراتع )حفظ، احیاء، توسعه و بهره بردای بهینه از منابع طبیعی تجدید شونده( است که این فعالعیت ها سبب ارتقاء فرهنگ منابع طبیعی در بین مردم شده و همبستگی و همدلی اجتماعی برای بهره بردای بهینه از منابع طبیعی بیشتر می شود. از آنجایی که که در زاگرس مردمان روستایی کاملا با جنگل در ارتباط می باشند و بیشتر نیازهای خود را به طور مستقیم یا غیر مستقیم از جنگل بدست می آورند، بنابراین بایستی با برنامه ریزی منظم و فرهنگ سازی درست در جهت حفظ منابع طبیعی، مردمان محلی را در جهت حفظ، احیاء، بهره بردای بهینه از محصولات فرعی تشویق و ترغیب کرد(5).
بحث و نتیجه گیری
همانطوری که گفته شد امروزه رویشگاه های جنگلی زاگرس تحت تاثیر عوامل مخرب متعددی قرار گرفته و روز به روز از نظر کمی و کیفی سطح این جنگلها کاهش می یابد. ادامه چنین روندی تا چند سال آینده مطمئنا سبب نامناسب شدن شرایط زیست گونه ها شده و انهدام کلی گونه های گیاهی و جانوری را در پی خواهد داشت، که در این حالت امکان زندگی برای انسان نیز مقدور نخواهد بود. جهت جلوگیری و به تاخیر انداختن این حادثه لازم است همگی دست به دست هم دهند و اقدامات اساسی برای حفظ و احیاء این ناحیه رویشی انجام دهند. ادارات وابسته بایستی مراقبت های بیشتری در مقابله با حوادثی نظیر آتش سوزی، چرای مفرط دام، قطع درختان، خارج کردن خشکه دارها، برداشتهای غیرمجاز محصولات فرعی انجام دهند و با جدیت بیشتری قوانین مربوط به تخریب و قطع درختان را پیگیری کنند. علاوه بر این با توجه به اینکه زادآوری طبیعی به دلایل مختلفی از جمله پایین بودن قوه نامیه بذور، تغذیه بذور توسط دام، سفت بودن سطح خاک و عدم نفوذ بذر به داخل خاک و غیره در جنگلهای زاگرس مستقر نمی شود و در صورت استقرار نیز در معرض خطر چرای دام قرار دارد، لذا توصیه می گردد هر ساله به صورت مصنوعی در مناطق جنگلی بذر گونه های درختی را وارد کنند. علاوه بر این بایستی در این زمینه اقدامات بسیار اساسی در خصوص فرهنگ حفاظت و حمایت از منابع طبیعی به خصوص برای نسل جوان در سطح مدارس انجام گیرد، زیرا تنها زمانی می توانیم تخریب طبیعت نداشته باشیم که مردمان محلی خود به عنوان حامیان اصلی حفاظت
از طبیعت باشد.
فائزه معینی نژاد





.گروه خزاعی زاده